
گزارش اجمالی کارگاه آموزشی: «آشنایی با چالشهای شکلی مقالهنویسی»
1405-03-20
دومین دوره مسابقه ملی هوش مصنوعی دانشگاه مفید با موضوع: «هوش مصنوعی در خدمت آیندهپژوهی»
1405-03-25
گزارش اجمالی نشست علمی:
«نقد و بررسی دیدگاه تجدیدنظر طلبان در خصوص تاریخ و حیات پیامبر رحمت (ص)»
به گزارش روابط عمومی دانشگاه مفید، نشست علمی: «نقد و بررسی دیدگاه تجدیدنظر طلبان در خصوص تاریخ و حیات پیامبر رحمت (ص)» به همت مرکز مطالعات قرآن و با ارائه سرکار خانم دکتر سپیده نصرتی (عضو هیات علمی بنیاد دایره المعارف اسلامی) روز شنبه ۲۳ خردادماه ۱۴۰۵ در دانشگاه مفید برگزار شد.

در ابتدای برنامه دکتر حامد شیواپور (مدیر مرکز مطالعات قرآن) گفتند که این برنامه در ادامه سلسله نشستهای مرکز مطالعات قرآن و به پاس هزار و پانصدمین سال میلاد رسول خدا (ص) برگزار میشود. هدف نشست نیز بررسی جریان «تجدید نظرطلبی» در مطالعات اسلامی در خصوص حیات و سیره رسول خدا (ص) است. این جریان که حدود ۵۰ سال از عمر آن میگذرد، در جامعه ما چندان شناخته شده نیست. خانم دکتر نصرتی، عضو هیئت علمی بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، رساله دکتری خود را به بررسی نقادانه این جریان اختصاص داده و از معدود متخصصان این حوزه در ایران هستند.
در ادامه برنامه سرکار خانم نصرتی به تحلیل دیدگاه این جریان درباره تاریخ و حیات پیامبر (ص) پرداختند. به گفته ایشان، جریان تجدید نظرطلبی از سال ۱۹۷۷ با جان ونزبرو آغاز شد و شاگردانی مانند مایکل کوک و کرونه آن را ادامه دادند. این جریان رویکردی انتقادی به منابع سنتی اسلامی دارد و معتقد است که این منابع (که حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال پس از پیامبر نوشته شدهاند) از اعتبار تاریخی کافی برخوردار نیستند. آنان به جای تکیه صرف بر منابع اسلامی، از منابع غیراسلامی همعصر با صدر اسلام (کتیبهها، سکهها، اسناد سریانی و یونانی، یافتههای باستانشناسی) استفاده میکنند.
این جریان به سه دسته تقسیم میشود:
۱- افراطیها: که وجود تاریخی پیامبر را کاملاً انکار کرده و اسلام را ساختهدست مسلمانان برای هویتسازی میدانند.
۲- حداکثریها: اسلام را برآمده از محیط یهودی در شمال حجاز میدانند.
۳- حداقلیها: ضمن نقد منابع، برای بخشی از منابع اسلامی اعتبار قائل هستند و سعی در بازسازی تاریخ با استفاده از همه منابع دارند.
دیدگاههای اصلی آنان درباره پیامبر عبارت است از: تردید در زندگینامه پیامبر به دلیل فاصله زمانی منابع، نظریه «پیامبر به عنوان رهبر جنبش مؤمنان» (نه دین جدید) و بازنگری در تاریخ وفات پیامبر.
نقدهای وارد بر این جریان عبارت است از:
عدم تقارن روششناختی (شکاکیت گزینشی نسبت به منابع اسلامی و اطمینان بیش از حد به منابع غیراسلامی)
مغالطه استدلال از راه سکوت (فقدان مدرک را دلیل بر فقدان نمیدانند)
نادیده گرفتن نظامهای پیچیده اعتبارسنجی در علوم اسلامی. همچنین کشفیات جدید باستانشناسی بسیاری از ادعاهای افراطی را باطل کرده است.
ایشان در پایان تأکید کردند که باید این دیدگاهها را به صورت منطقی و عالمانه نقد کرد، نه با تکفیر و طرد و آشنایی با این جریان برای مقابله با اسلامهراسی و دفاع از اسلام ضروری است.




