
كارگاه آموزشی ویژه طلاب با عنوان: «آشنايی با فلسفه تحليلی» در دانشگاه مفید برگزار شد
1405-02-30
کارگاه تخصصی ویژه طلاب حوزههای علمیه با عنوان: «آشنایی با رویکردهای اقتصادی» در دانشگاه مفید برگزار میگردد (رایگان)
1405-03-09
گزارش تفصیلی نشست علمی: «بررسی اثربخشی تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز و آستانههای تحول ساختاری در زنجیرههای تأمین جهانی»
به گزارش روابط عمومی دانشگاه مفید، نشست علمی: «بررسی اثربخشی تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز و آستانههای تحول ساختاری در زنجیرههای تأمین جهانی» روز یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ با همت مرکز مطالعات اقتصادی و با همکاری معاونت پژوهش دانشگاه مفید برگزار شد. در این برنامه دکتر ناصر الهی (ارائه دهنده) و دکتر هادی عربی (ناقد) بودند و همچنین دکتر روح الله مشیری دبیری علمی نشست را بر عهده داشتند.

دکتر الهی در ابتدای بحث خود عنوان کردند که این تحلیل، هیچگونه داوری درباره حق یا عدم حق ایران یا دیگر بازیگران ندارد و بحثی است با تمرکز براقتصاد و ژئوپلیتیک و نه حقوق بین الملل. سؤال محوری ما این است: در هر سناریوی محتمل، زنجیرههای تأمین جهانی چه بازآرایی خودجوشی خواهند داشت و این بازآرایی از چه آستانههایی عبور میکند؟
دانشیار دپارتمان حقوق دانشگاه مفید گفتند: پیش از ورود به بحث اصلی باید به این سوال پاسخ داد که چرا تنگه هرمز مهم است؟ و افزودند: مهمترین علل اهمیت تنگه هرمز از منظر بحث حاضر از قرار زیر است:
- یک گلوگاه حیاتی انرژی جهانی است که باریکترین نقطه آن فقط ۳۳ کیلومتر است و این مسئله کنترل آن را آسان می کند.
- ۲۱ درصد نفت مصرفی جهان از اینجا عبور میکند.
- روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی از آن عبور میکند.
- دیگر محصصولات مهم عبوری شامل گاز LNG، کود، آلومینیوم، پتروشیمی و هلیوم و… است
دکتر الهی در ادامه گفتند: بحث ما بر محوز سه سوال زیر مطرح می شود:
۱. آیا ایران میتواند کنترل مؤثر بر تنگه را برای ماهها حفظ کند؟
۲. چه زمانی اختلال موقت تبدیل به تحول دائمی در زنجیرههای تأمین میشود؟
۳. صنایع بالادستی (نفت، LNG، آلومینیوم، کود، هلیوم) به کدام سمت حرکت میکنند و چقدر طول میکشد؟
ایشان در ادامه با اشاره به جنگ رمضان و تمرکز کنترلی ایران بر تنگه هرمز گفتند: مهمترین ابزارهای ایران برای کنترل تنگه هرمز مبتنی بر دکترین نامتقارن است. ایران توانایی مین ریزی در تنگه را دارد (حدود ۲۰۰۰ تا ۶۰۰۰ مین دریایی) که هزینه اجرای آن در مقابل خسارت بالا، کم است. علاوه بر این نیروهای نظامی ایران از قابلیت اجرای تاکتیک ازدحام با قایقهای تندرو (اشباع کردن دفاع دشمن) و موشکهای ضدکشتی در تونلهای کوهستانی (برد ۱۵۰ تا ۳۰۰ کیلومتر) برخوردارند. نوآوری کنترلی ایران نیز شامل سیستم عوارضگذاری است که به جای بستن کامل تنگه، کشتیها با پرداخت عوارض و اسکورت عبور میکنند.
دانشیار دپارتمان اقتصاد دانشگاه مفید در ادامه با طرح این پرسش که آیا ایران میتواند کنترل را تداوم ببخشد یا خیر؟ به سه آستانه کمی، زمانی و سیستمی اشاره کردند و گفتند:
از منظر آستانه کمی، ۷۵٪ جریان عادی تنگه غیرقابل جایگزینی است. مسیرهای جایگزین حداکثر ۵.۳ میلیون بشکه در روز ظرفیت دارند و این در حالی است که جریان عادی ۲۰ میلیون بشکه است.
در منظر آستانه زمانی بیش از ۹۰ روز اختلال، هزینه انتظار و نیز هزینه بازآرایی را در پی دارد و در نتیجه سبب شروع تصمیمات سرمایهگذاری بلندمدت میشود.
از منظر آستانه سوم یعنی سیستمی (اثر دومینو) هم، بحران نفت به آلومینیوم، کود، هلیوم و پتروشیمی سرایت کرده است.
دکتر الهی افزودند که در شرایط کنونی از هر سه آستانه عبور کردهایم و نتیجه گرفتند که شرایط کنونی فقط یک شوک موقت نیست بلکه در این وضعیت تحول ساختاری اجتنابناپذیر است. ایشان در توضیح آستانههای سهگانه مد نظرشان گفتند:
در رابطه با آستانه اول همانگونه که ذکر شد، ۷۵ درصد جریان عادی تنگه غیرقابل جایگزینی است. چرا که به واسطه وضعیت جغرافیایی منطقه، مسیرهای جایگزین مانند (حبشان-فجیره، پترولاین عربستان، دماغه امید نیک) حداکثر ۵.۳ میلیون بشکه در روز ظرفیت انتقال دارند که به هیچ وجه پاسخگوی نیاز جهانی نیست و جریان عادی تامین و انتقال ۲۰ میلیون بشکه را طلب می کند. همچنین خطوط لولههای جدید ادعایی، به فرض اجرای بدون مشکل طرح ها، حداقل تا ۲۰۲۸ – ۲۰۳۰ آماده نمیشوند.
آستانه دوم یعنی آستانه زمانی که گفتیم از آن عبور کردهایم نیز بر همین منوال است. اولا کشورها در ۳۰ روز اول اختلال در تنگه هرمز سعی کردند با ذخایر استراتژیک خود اوضاع را در کشورهایشان مدیریت کنند که حتی این اقدام هم سبب شوک موقت شد. ثانیا ذخایر کشورهایی که دسترسی مستقیم به انرژی به ویژه نفت ندارند در ۳۰ تا ۹۰ روز به سمت اتمام میرود و اگر تغییری (تفاهم، توافق و…) ایجاد نشود قیمت نفت ظرفیت دارد تا ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار افزایش یابد که نتیجه آن تورم و رکود است. ثالثا اگر شرایط کنونی بیش از ۹۰ روز ادامه یابد شاهد تغییراتی در حوزه تصمیمات سرمایهگذاری بلندمدت خواهیم بود و دلیل آن این است که هزینه انتظار، بیشتر از هزینه بازآرایی است.
آستانه سوم که از آن با عنوان آستانه سیستمی (اثر دومینویی) نام میبریم، اثرش از دو آستانه فوق عمیقتر است و در این آستانه، اختلال از نفت به صنایع دیگر سرایت میکند. چرا که مثلا در حوزه تولید آلومینیوم ۹ درصد تولید جهان در خطر قرار میگیرد و حداقل اثرش این است که قیمت خودرو را افزایش میدهد. در حوزه کود کشاورزی نیز از آنجا که یکسوم تجارت کود از تنگه هرمز صورت میگیرد، سبب افزایش قیمت گندم و مواد غذایی شده و تاخیر ۶ تا ۹ ماهه به همراه دارد. همچنین از آنجا که قطر یکسوم هلیوم جهان را تأمین میکند و این ماده برای تولید تراشه و MRI و… حیاتی است، این اختلال تاثیری مهم بر صنعت در جهان خواهد گذاشت. بعلاوه در حیطه پتروشیمی و پلیمرها چون هرمز مسیر تامین خوراک پتروشیمی هاست این تغییر شرایط تنگه، اثرات جدی خواهد داشت و در نتیجه اثر دومینو فعال شده و از بحران انرژی به بحران زنجیره تأمین رسیدهایم.
مدیر مرکز مطالعات اقتصادی دانشگاه مفید در ادامه گفتند: حال که از هر سه آستانه عبور شده است، در نتیجه شرایط برای تحول ساختاری فراهم است؛ چرا که زنجیرههای تأمین جهانی برای همیشه تغییر خواهند کرد و این فقط یک شوک موقت نیست. در صورت ادامه شرایط تنگه هرمز مدلهایی از تحول ساختاری به قرار زیر پیش بینی میشود:
تحول ساختاری در LNG (گاز طبیعی مایع)
سرمایهگذاری از خلیج فارس به سمت:
آمریکا (گاز شیل ارزان، ظرفیت تا ۱۵۰ میلیون تن بیشتر)
استرالیا (دسترسی امن به آسیا)
موزامبیک (ذخایر بزرگ کشف شده)
افق زمانی: ۳ تا ۵ سال خواهد بود.
تحول ساختاری در آلومینیوم و کود
آلومینیوم:
از خاورمیانه به کانادا، نروژ، استرالیا (برق آبی ارزان)
ساخت هر کارخانه ۳-۵ میلیارد دلار و ۴-۶ سال زمان نیاز دارد.
کود کشاورزی:
تنوعبخشی به آمریکای شمالی و روسیه
اثر تاخیری بر قیمت غذا ۶-۹ ماه خواهد بود.
تحول ساختاری در هلیوم و پالایش نفت
هلیوم:
منابع جدید: روسیه، الجزایر، تانزانیا (به علاوه بازیافت)
همچنین از آنجا که هلیوم جایگزین ندارد سبب اختلال مستقیم بر تولید تراشه و دستگاههای MRI خواهد شد.
پالایش نفت:
آسیای شرقی به دنبال تامین نفت خام از روسیه، آفریقا، آمریکای لاتین خواهد بود.
سرمایهگذاری در پالایشگاههای خارج از خلیج فارس شدت خواهد گرفت.
افق زمانی ۳ تا ۷ سال پیش بینی می شود.
دانشیار دپارتمان اقتصاد دانشگاه مفید با اشاره به نقش چین در اوضاع کنونی گفتند: با توجه به تاثیر تحول ساختاری در هلیوم و پالایش نفت بر جهان محتملترین سناریو فشار پنهان چین بر ایران و حل تدریجی بحران خواهد بود.

بحث دیگری که مطرح است در حوزه دپیلماتیک است و سوال این است که اهرم فشار بر ایران برای برگردان وضعیت تنگه به روال سابق، در اختیار کیست؟ ایشان افزودند: اولا کشورهای فاقد اهرم، بیشترین آسیب را در وضعیت کنترلی جدید میبینند و ثانیا در این زمینه چین نقش اصلی را بازی میکند.

دکتر ناصر الهی در جمع بندی بحث خود گفتند: پیش بینی می شود که حال که از سه آستانه عبور شده است، ایران تا ۱۲ ماه میتواند با استفاده از ابزارهای نامتقارن و عوارضگذاری، وضعیت تنگه هرمز را کنترل نماید پس در نتیجه، تحول ساختاری اجتنابناپذیر است. بازآرایی جغرافیایی صنایع نیز طی ۵ تا ۱۰ سال رخ میدهد (LNG به آمریکا، آلومینیوم به کانادا، کود به آمریکای شمالی و روسیه، هلیوم به روسیه و آفریقا) و در باب معمای دیپلماتیک باید گفت که کشورهای آسیبدیده (ژاپن، هند) اهرم کمی دارند ولی چین اهرم دارد اما انگیزه فوری کمتری دارد.







