
اطلاعیه انتخاب واحد ترم تابستانی دانشگاه مفید (سال تحصیلی ۱۴۰۴ – ۱۴۰۵)
1405-04-09
فراخوان مجلۀ «مطالعات و سیاستهای اقتصادی» دانشگاه مفید

ارسال مقالات (اینجا)
بیانیه و فراخوان مجلۀ «مطالعات و سیاستهای اقتصادی» دانشگاه مفید
کالبدشکافی بنیانهای فلسفی، اخلاقی و حقوقی مکاتب اقتصادی در افق یک سنتز توحیدیِ شبکهای
دفتر مجلۀ «مطالعات و سیاستهای اقتصادی» دانشگاه مفید، با تأسی از منویات بنیانگذار فقید دانشگاه، حضرت آیتالله العظمی موسوی اردبیلی (ره)، یک چرخش رویکردی مبارک را اعلام میدارد. این چرخش، نه یک جهش شتابزده به سوی مقصد، که گام نهادن آگاهانه و فروتنانه در مسیری است که ایشان با دوراندیشی ترسیم کردند.
افق بلند و فقر دانش موجود
افق بلند ما، استخراج و پروردن مکتبی اقتصادی است که با جهانبینی توحیدی، کرامت انسانی و رهایی از هژمونی سرمایه سازگار باشد. جهانبینیای که هستی را در صیرورتی پیوسته به سوی کمال بینهایت میبیند و انسان را نه عنصری منفعل، که خلیفۀ خداوند بر زمین و حامل «مسئولیتی پراکنده» (Dispersed Responsibility) میداند. مکتبی که شاید، از باب یک امکان نظری و در افق اندیشۀ اسلامی، به سنتزی شبکهای از بهترین بینشهای بشری دست یابد: نظم خودجوش اتریشی، کنش جمعی نهادگرایان، حکمرانی چندمرکزی اوستروم، و عاملیت مسئولانهای که در آن، عدالت نه برآیند یک نقشۀ متمرکز، که محصول «بعثت خودجوش مردمی» است.
اما ما صادقانه اذعان میکنیم که دانش موجود برای تحقق این افق، هنوز ناکافی، پراکنده و در بسیاری موارد، فقیر است. ما در آغاز راهیم و پیش از هر سنتزی، نیازمند یک «کندوکاو بنیادین» هستیم.
استراتژی: بازگشت به بنیانها
آیتالله موسوی اردبیلی، با آن تفکر سیستمیک و واقعبینی مثالزدنیشان، بهخوبی دریافته بودند که هر سنتز ماندگار و حقیقتاً نوآورانهای، تنها از دل یک شناخت عمیق و ریشهای از مکاتب موجود ممکن میشود. نمیتوان در خلأ نظریهپردازی کرد. باید نخست به سراغ بنیانها رفت: هستیشناسی (آنتولوژی)، معرفتشناسی (اپیستمولوژی)، روششناسی (متدولوژی)، و همچنین مبانی اخلاقی، حقوقی، سیاسی و تاریخیای که یک مکتب اقتصادی بر آن استوار شده است. ما باید پیش از هر چیز بفهمیم که چرا جریان اصلی اقتصاد بحرانخیز است و چرا دیدگاههای هتروداکس نتوانستهاند جایگاه شایستهای بیابند. پاسخ این پرسشها را نه در سطح سیاستها، که باید در ژرفای بنیانهای نظری جست.
گام نخست: کالبدشکافی چهار ستون و لایههای فراموششده
بر این اساس، رویکرد جدید مجله در این مرحله، نه ارائه یک مکتب آماده، که ایجاد بستری برای شناخت بنیادین و تطبیقی مکاتب اقتصادی است. هدف ما قلم زدن در اعماق فلسفی، اخلاقی، حقوقی، سیاسی و تاریخی چهار مکتب محوری و همچنین مکاتب فرعیِ درسآموز است. برای جهتدهی به این کندوکاو، پرسشهای نمونۀ زیر (و نه محدود به آنها) را پیش مینهیم.
۱- اقتصاد کلاسیک و ریشههای آن:
آیا مفهوم «نظم طبیعی» در فیزیوکراسی و اسمیت، صرفاً یک استعارۀ دئیستی بود یا میتوان آن را با خوانش توحیدی از قانون تکوین و سنن الهی در هستی بازخوانی کرد؟
رابطۀ میان «حقوق طبیعی» لاکی و «نظریۀ ارزش کار» در کلاسیکها چه لوازمی برای مفهوم «مالکیت» در یک اقتصاد کرامتبنیان دارد؟
۲- مکتب اتریشی و نظم خودجوش:
معرفتشناسی ذهنگرایانه و فردگرایی روششناختی هایک، چه لوازم اخلاقی برای مفهوم «مسئولیت اجتماعی» دارد و آیا میتوان «نظم خودجوش» را از فردگرایی اتمیستی جدا کرد و با یک «اخلاق شبکهای» پیوند زد؟
نقد اتریشیها به «عدالت اجتماعی»، چه تمایزی با نقد ما به «عدالت تحمیلی» به مثابه «فتنۀ چاپیدن دیگر» دارد و کجاست که این دو نقد از هم میگسلند؟
۳- اقتصاد نهادی و کنش جمعی:
پرسش بنیادین: آیا چرخش پارادایمیک از سنت هتروداکس نهادگرایان قدیم (و بلن، کامونز، میچل) به جریان اصلی (Mainstream) توسط نهادگرایان جدید (نورث، ویلیامسون و…)، یک «پالایش مفید» بود که قدرت تبیینی این سنت را افزایش داد، یا یک «خیانت نظری» که ریشۀ انتقادی آن را خشکاند و به تکنوکراسی نئوکلاسیک تسلیم کرد؟
مفهوم «کنش جمعی» کامونز چه شباهتها و گسستهایی با ایدههای بومی ما چون «ولایت جمعی»، «امر به معروف ساختاری» یا «مسئولیت پراکنده» دارد؟
۴- سوسیالیسم و سنت مارکسی:
هستیشناسی دیالکتیکی مارکس دربارۀ «کار» و «ازخودبیگانگی»، چه ظرفیتهایی برای گفتوگو با مفهوم «عاملیت هدفمند و فطری» در انسانشناسی توحیدی دارد؟
آیا نقد مارکسی به «مالکیت خصوصی ابزار تولید» را میتوان از دل سنت فقهی-اخلاقی اسلام (مانند قواعد لاضرر، احتکار، یا مالکیت عمومی انفال) بازخوانی کرد، بیآنکه به دترمینیسم تاریخی ماتریالیسم دیالکتیک تن داد؟
لایههای فراموششدۀ تاریخ اندیشه:
همزمان، مجله مسیر ویژهای برای «باستانشناسی اندیشه» میگشاید تا حلقههای مفقودۀ فهم امروز ما را در مکاتب فرعی و کمتردیدهشده جستوجو کند. برای نمونه، آیا میتوان در بحثهای متأخران مکتب سالامانکا دربارۀ «قیمت عادلانه»، ریشههای یک نظریۀ ارزش را یافت که هم از ذاتگرایی مارکسی فاصله دارد و هم از سودگرایی نئوکلاسیک؟ فیزیوکراسی و ایمانش به «نظم طبیعی»، چه قرابتی با نگاه توحیدی به سنن تکوینی دارد؟ و مرکانتیلیسم بهعنوان نخستین نظریۀ اقتدار ملی اقتصادی، چه درسهایی برای فهم رابطۀ دولت، ثروت و قدرت در عصر مدرن دارد؟
ضوابط داوری و روح حاکم بر فراخوان
مقالات ارسالی، فراتر از شرح و توصیفِ صرف، باید حاوی یک تحلیل انتقادی، تطبیقی یا کشف پیوندهای پنهان میان مبانی فلسفی-اخلاقی مکاتب باشند. داوری، بر اساس عمق کندوکاو، قدرت استدلال و گشودگی به آن افق سنتز شبکای انجام خواهد شد، نه بر اساس وفاداری به یک ایدئولوژی خاص. ما میدانیم که این کندوکاو، ممکن است برخی فرضیات اولیۀ ما را نیز به چالش بکشد و این دقیقاً همان چیزی است که آن را «پارادایمشیفت منطقی و طبیعی» مینامیم. ما نه به دنبال تأیید، که در جستوجوی حقیقتیم.
از تمامی اندیشمندان، فیلسوفان اقتصاد، حقوقدانان، اخلاقپژوهان، مورخان اندیشه و اقتصاددانانی که دل در گرو حقیقتجویی دارند، دعوت میکنیم در این گام نخست با ما همراه شوند. شرط ما «صداقت علمی»، «شجاعت نقادانه» و «فروتنی در برابر عظمت پرسشها» ست.
دفتر مجله مطالعات و سیاستهای اقتصادی دانشگاه مفید
شیوه نگارش مقاله (اینجا)

