English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  فناوری اطلاعات|  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دانشكده ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجویان
رويدادها

روش شناسي علوم سياسي 
نويسنده: دكتر سيد صادق حقيقت
سال نشر(چاپ دوم): ۱۳۸۷
قيمت:‌۸۵۰۰۰ريال 
تعداد صفحه: 651  

روش شناسي دانشي درجه دوم و بخشي از فلسفه سياسي است كه پيش‌فرض ها، كارايي ها و محدوديت هاي روش هاي مختلف در علوم را بررسي مي كند. كتاب روش شناسي در علوم سياسي در صدد توصيف و تحليل مهم ترين روش هاي مطرح در علوم سياسي- روش هاي رفتار گرايانه، روش هاي كاركرد گرايانه، روش هاي جامعه شناسانه و تاريخي، روش هاي تفهمي و تأويلي، روش هاي ساختارگرايانه، روش‌هاي پساساختارگرايانه و پسا مدرن- مي باشد. در اين كتاب سعي شده ابتدا پيش فرض ها و اصول هر روش را كاويده و سپس كاربرد آن روش در علوم انساني و علوم اجتماعي به شكل عام، و در علوم سياسي به شكل خاص هب بحث گذارده شود. در پايان هر فصل نسبت روش خاص با ديگر روش ها، كارايي آن و سپس محدوديت ها و نقدهاي وارد بر آن بحث شده است. بر اساس اصل «كثرت گرايي روش شناختي» كه در اين پژوهش تلقي به قبول شده، سعي بر آن است كه كارايي هر روش برجسته شود.

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه معاونت پژوهشي 21
مقدمه ویراست دوم 23
مقدمه ویراست اول 25
فصل اول
مفاهيم و کليات / 31
1 ـ مفهوم روش و ارتباط آن با ديگر مفاهيم 37
1 ـ 1 ـ رابطة روش و نظريه 38
2 ـ 1 ـ ارتباط روش و مدل 44
3 ـ 1 ـ روش و نظام دانايي 45
4 ـ 1 ـ ارتباط معرفت و روش 46
5 ـ 1 ـ رابطة روش و فلسفه 47
2 ـ ارتباط روش‌شناسي با ديگر مفاهيم 48
1 ـ 2 ـ روش‌شناسي و فلسفة علم 50
2 ـ 2 ـ روش‌شناسي و علم 56
3 ـ 2 ـ روش‌شناسي و منطق 56
4 ـ 2 ـ روش‌شناسي، هستي‌شناسي و معرفت‌شناسي 57
3 ـ کاربرد‌‌هاي اصطلاح «روش» 62
1 ـ 3 ـ روش معرفت 62
2 ـ 3 ـ نوع استدلال 64
3 ـ 3 ـ روش‌ها يا فنون گردآوري اطلاعات 64
4 ـ 3 ـ روش تحليل داده‌ها 65
5 ـ 3 ـ سطح تحليل 65
6 ـ 3 ـ روش سامان دادن پژوهش 65
7 ـ 3 ـ نوع نگاه به موضوع 68
8 ـ 3 ـ روش‌شناسي 69
4 ـ اهميت روش‌شناسي در علوم سياسي 70
5 ـ اهميت روش‌شناسي در طبقه‌بندي دانش‌‌هاي سياسي 77
6 ـ روش انديشيدن سياسي و روش فهم انديشه سياسي؛ نظريه بحران 85
7 ـ روش‌‌هاي علوم اجتماعي و روش‌‌هاي علوم طبيعي 90
8 ـ روش‌‌هاي هنجاري و غير‌هنجاري 99
9 ـ روش کيفي و کمي، و فضيلت عدم قطعيت 100
1 ـ 9 ـ روش کيفي 100
2 ـ 9 ـ روش کمّي 102
10ـ کل‌گرايي و فرد‌گرايي روش شناختي 107
11 ـ ذات‌گرايي و ناذات‌گرايي 112
12 ـ امکان علمي بودن در دانش‌‌هاي سياسي 113
13 ـ امکان پيش بيني در دانش‌‌هاي سياسي 114
فقر تاريخي‌گري و امکان پيش بيني در علوم 115
14 ـ بحران روش‌شناسي در علوم سياسي 117
1 ـ 14 ـ ابهام‌‌هاي ناشي از فلسفة علم 117
2 ـ 14 ـ ابهام‌‌هاي ناشي از روش‌‌هاي علوم اجتماعي 119
3 ـ 14 ـ مشکلات روش شناختي خاص علوم سياسي 120
4 ـ 14 ـ مشکلات روش شناختي علوم سياسي در جامعه ما 121
15 ـ آشفتگي مفاهيم سياسي در ايران معاصر 124
الف ـ منشأ آشفتگي مفاهيم در علوم سياسي 125
1 ـ 15 ـ ويژگي‎هاي خاص علوم سياسي 125
2 ـ 15 ـ ويژگي‎هاي مفاهيم سياسي در ايران 128
1 ـ فقر منابع اصلي 128
2 ـ معضل ترجمه 128
3 ـ جعل اصطلاح 132
4 ـ کارکرد ناقص مراجع ذيصلاح 132
3 ـ 15 ـ رويارويي با تجدد 133
4 ـ 15 ـ کژتابي مفاهيم 135
ب ـ برخي مصاديق آشفتگي مفاهيم سياسي در ايران معاصر 136
1 ـ سياست، علوم سياسي، فلسفة سياسي، کلام سياسي و فلسفة علم سياست 136
2 ـ دولت 138
3 ـ مشروعيت 139
4 ـ نظام سياسي 140
5 ـ ايدئولوژي 141
6 ـ چپ و راست 144
7 ـ حزب 145
8 ـ جامعة مدني 145
9 ـ مردم سالاري 147
10 ـ سکولاريسم 149
فصل دوم
روش‌‌هاي اثبات‌گرايانه و رفتارگرايانه / 151
1 ـ اثبات‌گرايي منطقي 154
1 ـ 1 ـ تعريف 155
2 ـ 1 ـ مفاهيم 156
3 ـ 1 ـ پيش‌فرض‌‌ها 156
4 ـ 1 ـ اصول 157
5 ـ 1 ـ کاربرد در علوم اجتماعي 162
6 ـ 1 ـ کاربرد در علوم سياسي 162
7 ـ 1 ـ نقد و بررسي 164
2 ـ ابطال‌گرايي 173
1 ـ 2 ـ تعريف ابطال‌گرايي 173
2 ـ 2 ـ پيش‌فرض‌‌ها 176
3 ـ 2 ـ اصول ابطال‌گرايي 177
4 ـ 2 ـ کاربرد در علوم اجتماعي و علوم سياسي 182
5 ـ 2 ـ کاربرد در علوم ديني 183
6 ـ 2 ـ نقد و بررسي 183
1 ـ 6 ـ 2 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 185
2 ـ 6 ـ 2 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 189
3 ـ 6 ـ 2 ـ محدوديت‌‌ها‌ي اين روش 190
3 ـ رفتارگرايي 190
1 ـ 3 ـ تعريف 191
2 ـ 3 ـ مراحل تکوين رفتارگرايي 192
3 ـ 3 ـ پيش‌فرض‌‌ها 192
4 ـ 3 ـ اصول 192
5 ـ 3 ـ رويکرد اختيار عاقلانه و نظريه بازي‌ها 193
6 ـ 3 ـ کاربرد در علوم اجتماعي و علوم ديني 195
7 ـ 3 ـ کاربرد در علوم سياسي 196
8 ـ 3 ـ رفتارگرايي در تقابل با نهادگرايي 198
9 ـ 3 ـ رفتارگرايي در روابط بين الملل 203
10 ـ 3 ـ اصول فرا رفتارگرايي 203
11 ـ 3 ـ فرا رفتارگرايي در علوم سياسي 204
12 ـ 3 ـ نقد و بررسي 205
1 ـ 12 ـ 3 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 205
2 ـ 12 ـ 3 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 206
3 ـ 12 ـ 3 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 206
فصل سوم
روش‌‌هاي کارکردگرايانه / 209
1 ـ کارکردگرايي و نوکارکردگرايي 211
1 ـ 1 ـ تعريف 213
2 ـ 1 ـ پيش‌فرض‌‌ها 214
3 ـ 1 ـ اصول 215
4 ـ 1 ـ کاربرد در علوم اجتماعي 216
5 ـ 1 ـ کاربرد در علوم سياسي 219
6 ـ 1 ـ اصول نوکارکردگرايي 220
7ـ 1ـ نقد و بررسي 221
1ـ 7ـ 1ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 221
2ـ 7ـ 1ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 222
3ـ 7ـ 1ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 222
2 ـ نظريه سيستم‌ها 223
1ـ 2ـ تعريف، هدف و انواع سيستم 224
2 ـ 2 ـ مفاهيم 225
3 ـ 2 ـ پيش‌فرض‌‌ها 225
4 ـ 2 ـ اصول نظريه سيستمي 225
5 ـ 2 ـ کاربرد نظريه سيستمي در علوم انساني و مهندسي 226
6 ـ 2 ـ کاربرد نظريه سيستمي در علوم سياسي و علوم ديني 226
7 ـ 2 ـ نقد و بررسي 230
1ـ 7ـ 2ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 230
2ـ 7ـ 2ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 231
3ـ 7ـ 2ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 231
3 ـ نظريه سيبرنتيک 233
1ـ 3ـ تعريف 235
2ـ 3ـ پيش‌فرض‌‌ها 235
3ـ 3ـ اصول سيبرنتيک 235
4ـ 3ـ کاربرد سيبرنتيک در علوم انساني و مهندسي 235
5 ـ 3 ـ کاربرد در علوم سياسي 236
6 ـ 3 ـ نقد و بررسي 236
1 ـ 6 ـ 3 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 236
2 ـ 6 ـ 3 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 237
3 ـ 6 ـ 3 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 237
فصل چهارم
روش‌‌هاي جامعه‌شناسانه و تاريخ‌گرايانه / 239
1 ـ جامعه‌شناسي معرفت 242
1 ـ 1 ـ تعريف 242
2 ـ 1 ـ متفکران جامعه‌شناسي معرفت 245
1 ـ 2 ـ 1 ـ مارکس و رويکرد ماترياليستي ـ ديالکتيکي 248
1 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 253
2 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 254
3 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 254
2 ـ 2 ـ 1 ـ دورکيم 256
3 ـ 2 ـ 1 ـ وبر 258
4 ـ 2 ـ 1 ـ مانهايم 261
5 ـ 2 ـ 1 ـ ماکس شلر 264
6 ـ 2 ـ 1 ـ اشتارک 266
7 ـ 2 ـ 1 ـ برگر و لوکمان 267
3 ـ 1 ـ پارادايم‌‌هاي جامعه‌شناسي معرفت 271
4 ـ 1 ـ پيش‌فرض‌‌ها 275
5 ـ 1 ـ کاربرد در علوم اجتماعي 277
6 ـ 1 ـ کاربرد در علوم سياسي 278
7 ـ 1 ـ نقد و بررسي 279
1 ـ 7 ـ 1 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 284
2 ـ 7 ـ 1 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 287
3 ـ 7 ـ 1 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 287
2 ـ تاريخ‌گرايي و نوتاريخ‌گرايي 295
1 ـ 2 ـ تعريف تاريخ‌گرايي 300
2 ـ 2 ـ اصول تاريخ‌گرايي 301
3 ـ 2 ـ نوتاريخ‌گرايي 301
4 ـ 2 ـ کاربرد در علوم سياسي 302
5 ـ 2 ـ نقد و بررسي 302
1 ـ 5 ـ 2 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 302
2 ـ 5 ـ 2 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 304
3 ـ 5 ـ 2 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 304
فصل پنجم
روش‌‌هاي تفهمي / 309
1 ـ پديدار‌شناسي 315
1 ـ 1 ـ تعريف «پديدار» و پديدار‌شناسي 318
2 ـ 1 ـ مفاهيم 319
3 ـ 1 ـ پيش‌فرض‌‌ها 320
4 ـ 1 ـ اصول 321
5 ـ 1 ـ کاربرد در علوم اجتماعي و علوم سياسي 321
6 ـ 1 ـ پديدار‌شناسي و دين 322
7 ـ 1 ـ نقد و بررسي 324
1 ـ 7 ـ 1 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 325
2 ـ 7 ـ 1 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 327
3 ـ 7 ـ 1 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 328
2 ـ روش‌‌هاي هرمنوتيکي 331
1 ـ 2 ـ تعريف هرمنوتيک 332
2 ـ 2 ـ انواع هرمنوتيک 334
3 ـ 2 ـ پيشينه هرمنوتيک 336
4 ـ 2 ـ متفکران هرمنوتيک 340
1ـ 4 ـ 2 ـ هرمنوتيک عام شلاير ماخر 340
2ـ 4 ـ 2 ـ هرمنوتيک لغت شناسانه بوئک 343
3ـ 4 ـ 2 ـ هرمنوتيک روش شناسانه ديلتاي 344
4ـ 4 ـ 2 ـ هرمنوتيک هستي‌شناسانه هايدگر 346
5ـ 4 ـ 2 ـ هرمنوتيک هستي‌شناسانه گادامر 351
6ـ 4 ـ 2 ـ هرمنوتيک بتي 361
7ـ 4 ـ 2 ـ هرمنوتيک معرفت شناسانه هرش 363
8ـ 4 ـ 2 ـ هرمنوتيک انتقادي هابرماس 365
9ـ 4 ـ 2 ـ هرمنوتيک ترکيبي ريکور 368
10ـ 4 ـ 2 ـ هرمنوتيک اسکينر 376
5 ـ 2 ـ هرمنوتيک و تاريخ عقايد 387
6 ـ 2 ـ پيش‌فرض‌‌ها 390
7 ـ 2 ـ مفاهيم 390
8 ـ 2 ـ اصول 392
9 ـ 2 ـ کاربرد در علوم انساني 393
10 ـ 2 ـ هرمنوتيک و علوم ديني 395
11 ـ 2 ـ کاربرد در علوم اجتماعي و علوم سياسي 410
12 ـ 2 ـ نقد و بررسي 414
1 ـ 12 ـ 2 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 414
2 ـ 12 ـ 2 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 421
3 ـ 12 ـ 2 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 423
فصل ششم
روش‌‌هاي ساختارگرايانه / 429
1 ـ تعريف «ساختار» و مفاهيم مربوط 434
2 ـ پيش‌فرض‌‌ها 436
3 ـ انواع ساختارگرايي 437
1 ـ 3 ـ ساختارگرايي اروپايي 437
2 ـ 3 ـ ساختارگرايي آمريکايي 438
3 ـ 3 ـ ساختارگرايي روسي 438
4 ـ اصول مشترک ساختارگرايي 439
5 ـ اصول ساختارگرايي زباني 440
6 ـ کاربرد در علوم انساني 441
1 ـ 6 ـ ساختارگرايي و روانکاوي 441
2 ـ 6 ـ ساختارگرايي و نشانه‌شناسي 441
3 ـ 6 ـ ساختارگرايي و وجوه سياسي زبان‌شناسي 442
4 ـ 6 ـ ساختارگرايي و معناشناسي 444
7 ـ کار‌برد در علوم سياسي 448
1 ـ 7 ـ ساختارگرايي و مسئله ساختار/کارگزار 449
2 ـ 7 ـ مسئله ساختار/کارگزار و انديشه اسلامي 451
8 ـ پسا ساختارگرايي 452
9 ـ نقد و بررسي 455
1 ـ 9 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 455
2 ـ 9 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 460
3 ـ 9 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 460
فصل هفتم
روش‌‌هاي پسامدرن / 463
1 ـ نظريه گفتمان در زبان‌شناسي 480
2 ـ نظريه گفتمان فرکلاف و ون‌دايک 482
3 ـ ديرينه‌شناسي فوکو 486
1 ـ 3 ـ تعريف «ديرينه‌شناسي» و مفاهيم مربوط 489
2 ـ 3 ـ پيش‌فرض‌‌ها و اصول 491
3 ـ 3 ـ کاربرد در علوم اجتماعي و علوم سياسي 491
4 ـ 3 ـ نقد و بررسي 492
1 ـ 4 ـ 3 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 492
2 ـ 4 ـ 3 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 493
3 ـ 4 ـ 3 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 494
4 ـ تبار‌شناسي فوکو 494
1 ـ 4 ـ تعريف «تبارشناسي» 497
2 ـ 4 ـ پيش‌فرض‌‌ها و اصول 498
3 ـ 4 ـ کاربرد در علوم اجتماعي و علوم سياسي 500
4 ـ 4 ـ نقد و بررسي 504
1 ـ 4 ـ 4 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 504
2 ـ 4 ـ 4 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 508
3 ـ 4 ـ 4 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 508
5 ـ شالوده شکني دريدا 509
1 ـ 5 ـ اصول 517
2 ـ 5 ـ کاربرد در علوم اجتماعي و علوم سياسي 517
3 ـ 5 ـ نقد و بررسي 522
1 ـ 3 ـ 5 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 523
2 ـ 3 ـ 5 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 527
3 ـ 3 ـ 5 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 529
6 ـ نظريه گفتمان لاکلا و موف 533
1 ـ 6 ـ مفاهيم 535
2 ـ 6 ـ ظهور و سقوط گفتمان ها: از اسطوره‌ها تا تصورات اجتماعي 548
3 ـ 6 ـ ويژگي‌‌هاي روابط اجتماعي 552
4 ـ 6 ـ نظريه راديکال دموکراسي 556
5 ـ 6 ـ گفتمان، به مثابه روش 559
6 ـ 6 ـ مفروضات 562
7 ـ 6 ـ اهداف تحليل گفتمان 563
8 ـ 6 ـ اصول نظريه گفتمان 563
9 ـ 6 ـ کاربرد در علوم انساني 564
10 ـ 6 ـ کاربرد در علوم سياسي 565
1 ـ 10 ـ 6 ـ مطالعه موردي: اسلام سياسي و غرب 565
2 ـ 10 ـ 6 ـ مطالعه موردي: ايران قبل از انقلاب 569
3 ـ 10 ـ 6 ـ مطالعه موردي: ايران پس از انقلاب 569
4 ـ 10 ـ 6 ـ مطالعه موردي: نظريه‌‌هاي پيروزي انقلاب اسلامي 572
5 ـ 10 ـ 6 ـ مطالعه موردي: گفتمان محافظه کار و اصلاح طلب 577
6 ـ 10 ـ 6 ـ مطالعه موردي: تحليل گفتماني انتخابات دوم خرداد 584
7 ـ 10 ـ 6 ـ مطالعه موردي: تحليل واقعه 18 تير 590
8 ـ 10 ـ 6 ـ مطالعه موردي: گفتمان تشيع و تسنن 590
9 ـ 10 ـ 6 ـ مطالعه موردي: تحليل گفتماني جهاني شدن 596
10 ـ 10 ـ 6 ـ مطالعه موردي: گفتمان تاچريسم 605
11 ـ 6 ـ نقد و بررسي 605
1 ـ 11 ـ 6 ـ ارتباط اين روش با روش‌‌هاي ديگر 605
2 ـ 11 ـ 6 ـ کارآيي‌‌هاي اين روش 606
3 ـ 11 ـ 6 ـ محدوديت‌‌هاي اين روش 606
جمع بندي / 609
1 ـ شناخت روش‌‌هاي مدرن 615
2 ـ نقد و بومي‌کردن روش‌‌هاي نوين 616
3 ـ باز خواني و نقد تراث 617
4 ـ مقايسه و هم نهاد‌‌سازي روش‌‌هاي مدرن و سنتي 618
منابع و مآخذ / 619
الف. منابع فارسي و عربي 621
ب. منابع لاتين 636
نمایه / 643
الف - اشخاص: 643
ب- مفاهیم: 647


فهرست جداول و نمودارها

جداول
1 ـ مفاهيم كليدي ماترياليسم 249
2 ـ مقايسه مدرنيسم و پست مدرنيسم 472
3 ـ دسته‌بندي گروه‌‌هاي سياسي در سال‌‌هاي پس از انقلاب 579

نمودارها
1 ـ مدل کنش اجتماعي پارسونز 212
2- مدل نظام سياسي ايستون 227
3ـ مدل جرياني ايستون 228
4 ـ مدل نظام سياسي آلموند 229
5 ـ مدل تحليلي گفتمان فركلاف 484
6 ـ مفصل‌بندي سنت و تجدد در فضاي استعاري گفتمان انقلاب اسلامي1357 580
7 ـ مفصل‌بندي گفتمان‌‌هاي اصلاح طلب و محافظه‌كار در سال 1376 581
8 ـ تحول نظام معنايي گفتمان محافظه‌كار 1382 ـ 1357 582
9 ـ تحول نظام معنايي گفتمان اصلاح طلب 1382 ـ 1357 583
10 ـ مدل حاميان جناح راست در انتخابات 1376 586
11 ـ نظم گفتار جناح راست در انتخابات 1377 586
12 ـ گفتمان شيعه در عصر صادقين (ع) 591
13 ـ گفتمان تشيع صفوي 594
14 ـ گفتمان تسنن عثماني 595
15 ـ مدل گفتماني جهاني شدن 602


مقدمه معاونت پژوهشي

گرچه هر روش‌شناسي بر بنياد يک معرفت‌شناسي و جهان بيني قرار دارد، اما شناخت و آگاهي بدون روش به دست نمي‌آيد. در واقع، اين دو مقوله ارتباطي متقابل دارند. سر زدن به پهنه دانش، تلاش براي درک هستي، شناخت انسان و روابط فردي و اجتماعي او و آگاهي يافتن از جنبه ‌هاي مختلف حيات، بدون اتخاذ روش و شيو‌ه‌اي علمي، دست و پا زدن بيهوده در ميان عناصر و مولفه‌هايي است که به ظاهر بي‌ارتباطند؛ اما به واقع و از زاويه روش‌‌هاي علمي، از نظمي خاص برخوردارند. توليد دانش منوط به انديشيدن روشمند است؛ و ضرورت پرهيز از آشفتگي فکري و پراکنده‌نويسي نياز به شناخت روش‌ها را دوچندان مي‌کند.گرچه روش‌ها هر کدام الزامات خاصي را اقتضا مي‌کنند، اما امکاناتي که اين روش‌ها به محقق مي‌دهند تا در يک دستگاه منظم، دغدغه و مدعاي خود را به آزمون بگذارد، بسيار بيشتر از محدوديت‌هايي است که الزمات آن روش بر محقق تحميل مي‌کند. امروزه تنوع روش‌شناسي‌ها، و تقسيم آنها به روش‌‌هاي کمي و کيفي، ساختارگرا و پساساختارگرا، روش‌‌هاي علوم طبيعي و تجربي و روش‌‌هاي مختص علوم انساني، روش‌‌هاي تفهمي و گفتماني و مانند آن امري است که نياز به تدوين متني جامع و فراگير را بيش از پيش نمايان مي‌کند.
معاونت پژوهشي دانشگاه مفيد، جهت رفع اين خلاء و قراردادن روش‌‌هاي موجود در دسترس استادان، پژوهشگران و دانشجويان علوم انساني به ويژه رشته‌ علوم سياسي، تهيه متني جامع در معرفي روش‌‌هاي مختلف را سفارش داده، که تقديم شيفتگان دانايي و علاقه‌مندان معرفت و آگاهي مي‌شود. گرچه عنوان اين پژوهش روش‌شناسي علوم سياسي است اما ماهيت بينا رشته‌اي روش‌شناسي، کتاب را براي ساير به ويژه رشته‌‌هاي علوم اجتماعي و انساني قابل استفاده خواهد کرد. معاونت پژوهشي بر خود فرض مي‌داند تلاش و همت جناب آقاي دکتر سيد صادق حقيقت را، که با نگاهي علمي در تهيه و نگارش اين متن از هيچ کوششي دريغ نکردند، سپاس گويد؛ و تلاش آقايان دکتر جهانگير معيني علمداري، دکتر اميرمحمد حاجي‌يوسفي و علي علي‌حسيني را که زحمت ارزيابي طرح را متقبل شدند، قدر نهاده و از ويراستار نهايي متن جناب آقاي اسماعيل آقابابايي بني سپاسگزاري نمايد.

معاونت پژوهشي دانشگاه مفيد
زمستان 85


مقدمه ویراست دوم

خلأ موجود در حوزه مباحث روش‌شناسانه در جامعه ما باعث شده منشورات مربوط به روش با استقبال روبرو شوند. ویراست اول اين کتاب اين فرصت را به وجود آورد تا از ديدگاه‌هايي جديد در باره کتاب حاضر استفاده نمايم. در ويراست جديد، علاوه بر اصلاحات صوري، با اضافاتي چند روبرو هستيم: ذات‌گرايي و ناذات‌گرايي، مقايسه رويکرد هنجاري و غيرهنجاري، مطالبي در باب اثبات‌گرايي و نقد آن، رئاليسم انتقادي و مباحث مربوطه، بسط مباحث کارکردگرايي و نظريه سيستم‌ها، بررسي رابطه رويکرد نهادي و اقسام آن با رفتارگرايي، بسط مسئله ساختار/کارگزار، نسبت‌سنجي فمينيسم و پسامدرنيسم، و مطالبي در خصوص گفتمان تشيع و تسنن. در اصلاحات ویراست دوم اين نکته اهميت داشت که ويراست دوم کتاب نظريه و روش در علوم سياسي با تغييرات و اضافات کلي عرضه شده بود؛ و امکان تجديد نظر در مطالب قبل را آماده مي‌ساخت. در اين‌جا، جاي دارد از کوشش بي‌دريغ همکاران گراميم که در جلسات نقد اين کتاب اشکالات آن را متذکر شدند، بالاخص دکتر پزشگي، دکتر بهروزلک، دکتر مجاهدي و دکتر ميرموسوي، تشکر کنم.


«تعهد کورکورانه به يک نظريه نه يک فضيلت،
بلکه يک گناه روشنفکري است» ايمره لاکاتوش

مقدمه ویراست اول
روش‌شناسي بخشي از فلسفه علم است که به بررسي و تحليل روش‌‌هاي مورد استفاده در يک علم با نگاه درجه دوم مي‌پردازد. هرچند دانشمندان يک علم منتظر نتيجه مباحث روش شناسان نيستند و به شکل معمول به کار خود ادامه مي‌دهند، اما نمي‌توان تأثير به‌سزاي اين گونه کاوش‌ها را بر مباحث درجه اول ناديده انگاشت. روش‌شناس هم از روش‌‌هاي به کار رفته در علم آگاه است، و هم از تبار آن‌ها و ارتباطشان با يکديگر، و مهم‌تر از همه کارآمدي‌ها و کاستي‌هايشان را مي‌شناسد. روش‌شناسي به محقق قدرتي مي‌دهد که بتواند به يک موضوع از جهات مختلف بنگرد و آن را از زواياي مختلف بررسي کند. همچنين او مي‌تواند در تحليل آثار ديگران به پيش‌فرض‌‌هاي روش شناسانه آنان، و کارآيي‌ها و محدوديت‌‌هاي روش مربوطه پي برد.
کتابي با اين موضوع به زبان فارسي، و به احتمال قريب به يقين به زبان انگليسي و عربي ـ با توجه به وسعت روش‌شناسي‌ها و مسائل خاص رشته علوم سياسي ـ منتشر نشده است. همين امر کار را براي نگارنده مشکل‌تر نمود. نگارش کتاب در موضوعي که به شکل جامع و مستقل به آن پرداخته نشده همان قدر که ضرورت دارد، مشکل به نظر مي‌رسد. اندک و پراکنده بودن منابع، اولين ضرورتي بود که سبب نگارش اين کتاب شد. کتاب حاضر مجموعه‌اي از روش‌‌هاي مختلف را در خود جاي داده، و از اين جهت بعد آموزشي‌اش غلبه دارد.
مسئله ديگري که به اين کار ضرورت بيشتر مي‌بخشد، نبود پارادايمي خاص در علوم انساني، علوم اجتماعي و علوم سياسي است. در علوم طبيعي با آمدن سرمشق جديد، پارادايم سابق رخت بر مي‌بندد؛ اما در علوم انساني سرمشق‌‌هاي متفاوت ـ و گاه متعارض ـ به شکل هم زمان به همزيستي ادامه مي‌دهند. ابهام ذکر شده در همه جا وجود دارد؛ ولي در کشور‌هاي جهان سوم شدت بيشتري پيدا مي‌کند. هنوز هستند کساني که با تفکر اثباتي مي‌انديشند و تدريس مي‌کنند؛ همان گونه که برخي ديگر در دام نسبيت روش‌‌هاي پسامدرن قرار گرفته، و از کارآمدي ديگر روش‌ها غافل شده‌اند. اين گونه مسائل که دانش پژوهان را با سردرگمي روبه‌رو مي‌سازد، جز با تحليل‌‌هاي فيلسوفانه و روش شناسانه مداوا نمي‌شود. ما با «بحران روش‌شناسي» در علوم اجتماعي و علوم سياسي روبه‌رو هستيم؛ و بايد گريزي براي خروج از بحران پيدا کنيم. به مسائل فوق مي‌توان «بحران مفاهيم» در علوم سياسي را نيز اضافه نمود. شايد کم‌تر اجماعي بين انديشمندان و اساتيد اين رشته در خصوص تعريف ابتدايي‌ترين مفاهيم ـ همانند سياست، امر سياسي، علوم سياسي، علم سياست، فلسفة سياسي، فلسفة سياست، فلسفه علم سياست، و تفاوت آن‌ها با هم ـ وجود داشته باشد. هرچند اين گونه ابهام‌ها در همه جا به شکلي وجود دارد، در ايران گستردگي و ويژگي‌‌هاي خاصي پيدا کرده است. نوشته حاضر علاوه بر داشتن دغدغه‌‌هاي فوق، در صدد است مثال‌هايي بومي در مورد خاص اسلام و ايران بيابد تا خواننده بهتر بتواند کاربرد آن روش‌ها را درک نمايد. مسائل روش شناسانه ما در حوزه علوم سياسي تا حدي با ديگران مشترک است، اما مواردي نيز وجود دارد که به جامعة اسلامي و ايراني اختصاص دارد. به همين سبب، در حد توان مباحث نظري روش‌شناسانه بر مصاديق مد نظر تطبيق شده اند. به طور مثال، مباحث هرمنوتيک و گفتمان که در نسبت با ديگر روش‌ها حجم بيشتري را به خود اختصاص داده‌اند، با مباحث ديني و مورد ايران انطباق داده شده اند. مسئله ديگري که پژوهش حاضر با آن دست به گريبان بود، کيفيت طبقه‌بندي روش‌ها و نوع نگرش به سياست است. همين مورد نيز از جمله مسائل روش شناسانه به شمار مي‌رود، و بي‌شک در پيش‌فرض‌ها و اعتقادات روش‌شناسانه نگارنده ريشه دارد. تقسيم روش‌‌هاي علوم اجتماعي بر اساس آراي مختلف دانشمندان، متفاوت خواهد بود. به طور مثال، دانيل ليتل از روش‌‌هاي تبيين علّي و تفسيري نام مي‌برد. فروند از روش‌‌هاي تاريخي، تأويلي، اثباتي و بالاخره راه‌هايي که از تعارضات مي‌گريزند (مثل هوسرل و هايک) بحث مي‌کند. برخي نيز روش‌ها را به روش‌‌هاي تک عاملي (همانند روش‌‌هاي اثباتي و عرفاني) روش‌‌هاي چند عاملي (مثل روش‌‌هاي ساخت، کارکردي و نو کارکردي) و روش‌‌هاي معناکاوانه (مثل روش تفهمي و هرمنوتيکي) تقسيم مي‌کنند. ديدگاه کثرت‌گرايانه حاکم بر نوشتار حاضر ـ که در فصل اول توضيح داده خواهد شد ـ به شکلي نقد ديگر طبقه بندي‌ها محسوب مي‌شود. اين کتاب پس از طرح کلياتي دربارة روش و روش‌شناسي، مباحث روش شناسانه خود را از اثبات‌گرايي و کارکرد‌گرايي شروع کرده، سپس به نقد آن‌ها در قالب روش‌‌هاي تفهمي و پسامدرن مي‌نشيند. اين دوگانگي در روش‌ها به خارج شدن يک رقيب از صحنه ختم نمي‌شود؛ بلکه همواره کارآمدي‌ها و کاستي‌‌هاي يک روش با نقاط قوت و محدوديت‌‌هاي ديگر روش‌ها مقايسه مي‌شود. طبقه‌بندي روش‌ها در کتاب حاضر بر يگانگي يا تعدد روش‌‌هاي علوم طبيعي و علوم انساني بنا نهاده شده است. ديدگاه ديگر آن است که بر اساس تجربه‌گرايي، ماترياليسم ديالکتيک (مارکسيست لنينيستي)، ديالکتيکي ـ انتقادي، عقل‌گرايي انتقادي، و استنباطي يا تفهمي مباحث خود را مبتني کنيم، يا به سياست از ديدگاه هنجارگرا (معرفت محور)، خردگرا (حکمت محور)، نهادگرا (حکومت محور)، رفتارگرا (واقعيت محور)، محيط گرا (خشونت محور)، کثرت‌گرا (مشارکت محور)، گفتماني ساختارگرا (هويت محور)، توسعه‌گرا (مديريت محور)، تمدن گرا (مدنيت محور)، و اخلاق گرا (فضيلت محور) بنگريم. ديدگاه اول براي مباحث روش شناسانه ما کامل به نظر نمي‌رسد؛ و طبقه‌بندي دوم نيز نه تنها سير تاريخي ندارد، بلکه اين ديدگاه‌ها تا حد زيادي در هم متداخلند. کتاب روش و نظريه در علوم سياسي به خوبي نظريه هنجاري (که به کشف و کاربرد انديشه‌‌هاي اخلاقي در عرصه روابط سياسي مي‌پردازد)، رهيافت نهادي (که سنت انگلوساکسوني حاکم بر قرن بيستم تلقي مي‌شود، و روش‌‌هاي آن عبارتند از: توصيفي ـ نهادي، قانوني ـ رسمي، و مقايسه‌اي تاريخي)، تحليل رفتاري، نظريه انتخاب عقلايي، ديدگاه فمينيستي، نظريه گفتمان، روش‌‌هاي کمي و کيفي و مقايسه‌اي، مسئله ساختار/کارگزار و نظريه‌‌هاي دولت را توضيح داده است.کتاب فوق هرچند از جمله بهترين منابع محسوب مي‌شود و حيث آموزشي قوي دارد، ولي از چند جهت با چالش روبه‌رو است: نشان ندادن تحول (و شايد تکامل) روش‌‌هاي مختلف، نپرداختن به همه روش‌ها و نحله‌‌هاي مختلف بالاخص روش‌‌هاي تأويلي، و پرش از نظريه‌‌هاي علوم سياسي به روش‌ها، رهيافت‌ها، و نظريه‌‌هاي دولت؛ علاوه بر آن که به شکل کاربردي براي مسائل مورد نياز جوامعي همچون جامعه ما طراحي نشده است. مارش و استوکر در صدد معرفي نظريه‌ها و رهيافت‌‌هاي مربوط به علوم سياسي و تبيين روش‌‌هاي مربوط به آن‌ها هستند؛ و به همين دليل در عنوان اصلي کتاب (نظريه و روش در علوم سياسي)، نظريه بر روش تقدم دارد. برعکس، در نوشتار حاضر سعي بر کشف روش‌‌هاي موجود در مکاتب مختلف وجود دارد. نتيجه طبيعي تفاوت منطق حاکم بر دو کتاب فوق، تنوع در فصل‌بندي و اختلاف در تمرکز بر برخي موضوعات است. موضوع اين کتاب، روش‌شناسي‌‌هاي علوم سياسي است، نه جايگاه روش‌شناسي در علوم سياسي. بر اساس منطق اين نوشتار، در فصل نخست به پار‌ه‌اي از مباحث مفهومي و مقدماتي ـ به ويژه در حوزه فلسفه علم ـ پرداخته مي‌شود. بنابراين، فصل اول به «مفاهيم و کليات» مربوط به روش‌شناسي اختصاص يافته؛ چرا که به نظر مي‌رسد قبل از پرداختن به مباحث اصلي، لازم باشد مسائلي کلي‌تر در خصوص روش‌شناسي و اصطلاحات مشابه آن طرح شود. در فصول دوم به بعد، سعي بر آن بوده که تقدم و تأخر تاريخي آن‌ها رعايت شود تا نسبت سنجي و بررسي تأثير و تأثرات مربوط ميسر گردد. هر مکتب علاوه بر روش، مسائل ديگري از جمله نظريه و معرفت‌شناسي نيز دارد؛ ولي در اين‌جا اگر از مکاتب مختلف بحث به ميان مي‌آيد، نقطه تمرکز روش است. به لحاظ قوت و گستره گرايش‌‌هاي اثبات‌گرايانه و علمي در قرن گذشته، فصل دوم را به روش‌‌هاي رفتار‌گرايانه اختصاص داديم. مقدمه اين بحث، اثبات‌گرايي و ابطال‌گرايي است. البته بحث از مکاتب فوق با تمرکز بر مباحث روش شناسانه آن‌ها صورت مي‌پذيرد. فصل بعد به روش‌‌هاي موجود در مکتب کارکرد‌گرايي، نو کارکرد‌گرايي و نظريه سيستم‌ها مربوط مي‌شود. از آن‌جا که جامعه‌شناسي معرفت به ارتباط انديشه و امر واقع مي‌پردازد، در فصل چهارم جامعه‌شناسي معرفت و تاريخ‌گرايي مورد کاوش قرار مي‌گيرد، به شکلي که مارکسيسم نيز در دل آن قرار گيرد. البته مارکسيست‌‌هاي انتقادي همانند هابرماس در زمره هرمنوتيسين‌ها در فصل بعد توضيح داده مي‌شود. در واقع، از اين فصل به بعد به شکلي وارد نظريه‌هايي مي‌شويم که به نقد مکتب اثباتي مي‌نشينند. البته در خود جامعه‌شناسي معرفت، دورکيم گرايش اثباتي دارد. فصل پنجم ـ به شکل دقيق کلمه ـ ناقد اثبات‌گرايي و رفتارگرايي است، و مبناي خود را تفکيک روش‌‌هاي علوم تجربي و علوم انساني مي‌گذارد. اين فصل که به روش تفهمي اختصاص يافته، هم به وبر مي‌پردازد، و هم به شکل تفصيلي‌تري به پديدار‌شناسي و به خصوص هرمنوتيک. فصل ششم هم به خودي خود اهميت دارد، و به روش‌‌هاي ساختارگرايانه و پسا‌ساختارگرايانه پرداخته، و هم جنبه مقدمه‌اي براي فصل آخر دارد. در فصل هفتم عمده‌ترين روش‌‌هاي پسامدرن ـ يعني ديرينه‌شناسي، تبار‌شناسي، شالوده‌شکني و گفتمان لاکلا و موف ـ مورد بحث و بررسي قرار خواهند گرفت. از آن‌جا که روش اخير کاربرد وسيع و سهل‌تري در علوم سياسي دارد، در سطح وسيع تري مطرح شده، و مثال‌‌هاي کاربردي تري را به خود اختصاص داده است. همان‌گونه که اشاره شد، سعي اين نوشتار آن است که در راستاي ارائه مصاديقي بومي براي مباحث روش‌شناسانه، مثال‌‌هاي خود را تا حد امکان از مسائل اسلام و ايران اتخاذ نمايد. در هر بند، ابتدا به تعريف، پيش‌فرض‌‌ها و اصول کلي هر روش مي‌پردازيم، و سپس کاربرد آن روش را در علوم سياسي با ذکر مثال‌هايي به بحث مي‌گذاريم. دو مشکل اساسي در پيدا کردن پيش‌فرض‌‌هاي هر روش وجود داشت: اول آن که جدا کردن پيش‌فرض‌ها از اصول سخت به نظر مي‌رسيد، و در جاهايي که امکان داشت اين کار صورت پذيرفت؛ و دوم آن که در روش‌هايي که نحله‌‌هاي مختلف وجود داشت ـ مثل هرمنوتيک ـ امکان يافتن پيش‌فرض‌‌ها و حتي اصول مشترک سخت مي‌نمود. در پايان هر يک از مباحث فوق در قالب «نقد و بررسي»، به جمع‌بندي روش مربوطه در علوم سياسي، و نسبت آن روش با ديگر روش‌ها مي‌پردازيم. گنجاندن مطالب سنگين روش‌شناسانه در قالب‌هايي همچون تعريف، اصول، پيش‌فرض‌‌ها، کاربرد، ارتباط با ديگر روش‌ها، کارآيي‌ها و محدوديت‌ها هرچند از نظر آموزشي مفيد به نظر مي‌رسد و فهم مطالب را آسان مي‌کند؛ اما اين مشکل را نيز به همراه دارد که خواننده ممکن است همه موارد ذکر شده را در يک رتبه فرض نمايد. به طور مثال، وقتي از محدوديت‌ها و انتقاد‌هاي وارد بر يک روش سخن مي‌گوييم، از چندين مورد نام مي‌بريم؛ اما اين موارد از نظر اهميت در يک رتبه قرار ندارند، و چه بسا يک يا دو مورد آن‌ها اصلي و بقيه فرعي باشند. به طور کلي، کمّي کردن مطالب کيفي همواره با مشکلاتي از اين قبيل همراه است. نگارش اين مجموعه را مرهون الطاف مسئولان محترم دانشگاه مفيد، به ويژه دکتر ناصر قربان‌نيا، ارشادات علمي همکارانم ـ به خصوص دکتر عباس منوچهري، دکتر احمد بستاني، دکتر غلامرضا بهروزلک، دکتر علي علي‌حسيني، دکتر محمدعلي حسيني‌زاده، دکتر داود فيرحي، دکتر سيدعلي اصغر سلطاني و دکتر سيدعلي ميرموسوي ـ و صبر و شکيبايي خانواده محترمم هستم. در اين بين، دکتر بستاني علاوه بر مشورت‌‌هاي مفيد، متن را بازبيني کرد؛ و منابعي را نيز به زبان فرانسه افزود. مصاحبه‌هايي که از خدمت استاد مصطفي ملکيان بهره بردم و در مجله علوم سياسي به چاپ رسيد، زمينه طراحي بخش‌هايي از متن حاضر را فراهم نمود. ارزيابي عالمانه دکتر اميرمحمد حاجي‌يوسفي و دکتر جهانگير معيني علمداري مرا بر نقايصي در متن آگاه نمود، که بدون راهنمايي‌‌هاي ايشان بدان پي نمي‌بردم. دانشجويان مقطع کارشناسي ارشد و دکتري که در طول چند ترم در خدمت آن‌ها بودم ـ به ويژه آقاي مهرعلي سليمي ـ از اشکال‌‌هاي صوري و محتوايي متن کاستند. مجموعه حاضر هنوز نياز به بازبيني دارد و اشکال‌‌هاي آن را شخصاً بر عهده گرفته و اميدوارم در چاپ‌‌هاي بعدي با ارشادات سروران رفع شود. از اين که کليه القاب اشخاص را در متن حذف کرده‌ام، پيشاپيش پوزش مي‌طلبم. سيـدصادق حقيقت تابستان 1385

• درباره دانشگاه مفید • آموزش • پژوهش • کتابخانه • پذیرش • دانشجویان • رویدادها
بنیان گذار و رئیس
قائم مقام
اهداف و رسالت
تاریخچه
ساختار سازمانی
پردیس دانشگاه
درباره قم
بخش اقتصاد
بخش حقوق
بخش فلسفه
بخش علوم سیاسی
بخش معارف قرآن
بخش زبان
بخش دروس عمومی
آموزش مرکز حقوق بشر
آموزش مرکز علوم قرآن
خدمات آموزش
مرکز آموزش‌های آزاد
مرکز آموزش‌های غیر حضوری
امور فارغ التحصیلان
فرم‌های آموزشی
آیین نامه‌ها و مقررات
مصوبات شورای آموزشی
تقویم آموزشی
مرکز مطالعاتی حقوق بشر
مرکز مطالعاتی حقوق تطبیقی
مرکز مطالعاتی علوم قرآن
مرکز مطالعاتی اقتصادي
کتاب‌ها
مجلات

سامانه کتابخانه
بانک‌های اطلاعاتی
آپین نامه‌ها
عضویت در کتابخانه
خدمات رایانه و تکثیر
سفارش و خرید کتاب
پیوندها
آزمون اختصاصی کارشناسی
آزمون اختصاصی کارشناسی ارشد

آزمون پذیرش دکتری
پذیرش بدون آزمون
ضوابط و مقررات پذیرش
فرم‌های پذیرش
پذیرش بورس
پذیرش دانشجویان خارجی
بورس آیت الله موسوی اردبیلی (مدّظله)
کمیته امور مالی
کمیسیون موارد خاص
کمیته انضباطی
مشاوره دانشجویی
انجمن‌های علمی
مجلهء دانش پژوهان
کانون‌های فرهنگی
تربیت بدنی
خوابگاه دانشجویی
سلف سرویس
خدمات متفرقه دانشجویی
آیین نامه‌ها و فرم‌های دانشجویی

DOURAN Portal V3.9.8.8

V3.9.8.8