English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  فناوری اطلاعات|  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دانشكده ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجویان
رويدادها

اسلام سياسي در ايران 
نويسنده:دكتر سيد محمدعلي حسيني زاده 
سال نشر(چاپ دوم):۱۳۸۹
قيمت:‌۷۰۰۰۰ريال   
تعداد صفحه: 572  

اسلام سياسي گفتماني است كه از ميانه‌هاي دهه بيست شمسي در ايران شكل گرفت؛ و سپس در سال‌هاي دهه چهل در چالش با رژيم سكولار و مستبد پهلوي بارور شد. اين گفتمان در طول زمان به گفتماني عام و فراگير تبديل گرديد و ايرانيان را مجذوب خود ساخت. سرانجام گفتمان اسلام سياسي در ايران با انقلاب اسلامي مسلط شد و سامان‌دهي جامعه را در اختيار گرفت.

اين رساله چرايي و چگونگي پيدايش، سيره تحول و چالش‌هاي اين گفتمان را در ايران بررسي مي‌كند

 

فهرست مطالب


پيشگفتار. 12

فصل اول: اسلام سياسي به مثابه يک گفتمان.. 14

مقدمه. 16

1. مفهوم‌ها و کليات نظرية گفتمان.. 19

گفتمان.. 19

هژموني.. 21

خصومت... 23

بي‌قراري... 25

قدرت... 27

اولويت سياست... 28

2. ظهور و سقوط گفتمان‌ها: از اسطوره‌ها تا تصورهاي اجتماعي... 32

3. گفتمان به مثابة روش تحليل اسلام سياسي... 42

فصل دوم: مدرنيسم و منازعه‌هاي گفتماني در ايران.. 48

گفتمان سنتي... 50

ظهور نظريه‌هاي جديد.. 58

فصل سوم: مشروطيت: دين و منازعه‌هاي سياسي در ايران.. 68

پيدايش مشروطه. 70

گفتمان مشروعه: مقاومت در برابر تغيير. 78

قانون و قانون‌گذاري... 79

آزادي و برابري... 80

شورا و راي اکثريت... 80

نطام سياسي مطلوب... 81

گفتمان مشروطۀ ايراني... 82

قانون.. 84

آزادي و برابري... 85

اختيارهاي علما 87

مردم. 88

الگوي مطلوب... 89

سرانجام مشروطه. 93

فصل چهارم: پهلويسم و سكولاريسم آمرانه. 100

بي‌قراري مشروطه و پيدايش گفتماني نو.. 102

برآمدن پهلويسم.. 108

ناسيوناليسم شاهنشاهي.. 111

غرب... 112

استبداد. 114

سکولاريسم و به‌حاشيه‌راني گفتمان مذهبي.. 116

مبارزه با روحانيت... 116

ضديت با باورهاي مذهبي... 120

مبارزه با نمادها و شعائر مذهبي... 124

زوال پهلويسم و بازگشت مشروطه. 126

افول مشروطۀ ايراني... 131

كودتا و بازگشت پهلويسم.. 135

فصل پنجم: پيدايش اسلام سياسي در ايران.. 150

1. بازسازي گفتمان مذهبي... 152

1-1. تجديد حيات تشيع سنتي.. 152

الف. انتشار مجله‌ها و روزنامه‌هاي ديني... 153

ب. پاسخگويي به شبهه‌ها و انتقادها 153

ج. ايجاد سازمان‌ها و انجمن‌هاي ديني... 155

د. تجديد حيات حوزه‌هاي علميه. 156

2-1. ورود علما به عرصه سياست... 158

2. تولد يک آرمان.. 166

1-2. عبور از مشروطه و نفي پهلويسم.. 166

2-2. فداييان اسلام؛ طلايه‌داران اسلام سياسي راديکال در ايران.. 174

3-2. آيت‌الله کاشاني.. 180

3. پهلويسم، بومي‌گرايي و اسلام سياسي در دهه چهل... 181

فصل ششم: گفتمان‌هاي اسلام سياسي در ايران.. 192

مقدمه. 194

1. اسلام سياسي ليبرال... 194

اسلام به‌مثابۀ يک ايدئولوژي... 195

نفي سکولاريسم.. 197

آزادي و ضديت با استبداد. 199

دموکراسي وحق حاکميت مردم. 202

2. اسلام سياسي چپ.... 204

1-2. نهضت خداپرستان سوسياليست... 204

2-2. دکتر علي شريعتي(1312-1356) 206

1. ايدئولوژي... 207

2. توحيد. 208

3. شهادت... 209

4. انتظار. 210

5. تقيه. 210

6. اجتهاد. 211

7. انقلاب... 211

8. شيعه به مثابه يک حزب تمام.. 212

9. تشيع علوي و تشيع صفوي... 213

10. امت و امامت... 214

3-2. سازمان مجاهدين خلق.. 218

از اسلام سياسي چپ تا مارکسيسم.. 221

3. اسلام سياسي فقاهتي... 224

نظريۀ ولايت فقيه. 226

فصل هفتم: استقرار اسلام سياسي در ايران.. 236

1. فروپاشي پهلويسم و برآمدن اسلام سياسي... 238

2. برآمدن اسلام سياسي فقاهتي... 253

1-2. سياسي‌شدن گفتمانِ مذهبيِ سنتي.. 253

2-2. عام‌گرايي و خصلت استعاري... 258

فصل هشتم: سياست و هژموني: فرايند گسترش و تثبيت اسلامِ سياسيِ فقاهتي در ايران. 268

مقدمه: 270

1. آرايش گفتمان‌ها پس از پيروزي انقلاب اسلامي... 272

1-1. گفتمان اسلامِ سياسيِ فقاهتي.. 272

2-1. گفتمان اسلام سياسي ليبرال.. 275

3-1. گفتمان اسلام سياسي چپ... 276

4-1. گفتمان ملي‌گراي سکولار. 277

5-1. گفتمان مارکسيسم.. 279

2. قدرت و حقيقت: پيدايش و تثبيت نشانه‌هاي اسلام سياسي فقاهتي... 281

مقدمه. 281

مجازات‌هاي اسلامي.. 282

جمهوري اسلامي.. 283

غيريت‌سازي با ملي‌گرايان و مارکسيست‌ها 286

مجلس خبرگان.. 289

بحران و آزادي... 292

مهار مطبوعات... 294

ولايت فقيه. 296

جهان‌گرايي.. 306

شکل‌گيري يک دشمن: غيريت‌سازي با آمريکا 309

نفي غرب‌زدگي.. 315

قانون اساسي.. 318

3. طرد و مقاومت: به‌حاشيه‌راني رقيبان و تثبيت اسلام فقاهتي... 321

1. استعفاي دولت موقت و به حاشيه رفتن اسلام سياسي ليبرال.. 322

2. انتخابات رياست جمهوري و مجلس.... 325

3. انقلاب فرهنگي.. 328

4. انتخاب نخست‌وزير. 333

5. جنگ و منازعه‌هاي گفتماني در ايران.. 334

6. عزل بني‌صدر و تثبيت اسلام سياسي فقاهتي.. 337

7. انحلال حزب توده و به‌حاشيه‌راني مارکسيسم.. 349

فصل نهم: فروپاشي اجماع و غيريت‌سازي‌هاي دروني.. 356

مقدمه. 358

1. گفتمان اسلام سياسي راديکال (1360-1368). 360

1-1. اسلام فقاهتي راديکال و منازعه‌هاي دروني.. 360

2-1. پايان جنگ و افول اسلام سياسي راديکال.. 368

3-1. بازنگري در قانون اساسي و ترميم ساختاري نظام. 375

2. گفتمان اسلام سياسي محافظه‌کار: 1368-1376. 376

1-2. به‌حاشيه‌رفتن چپ و برآمدن اسلام سياسي محافظه‌کار. 376

2-2. تشديد منازعه‌ها و پيدايش خرده‌گفتمان‌هاي جديد.. 380

3-2. نشانه‌ها و مفهوم‌هاي اصلي گفتمان اسلام سياسي محافظه‌کار. 382

1. ولايت مطلقه فقيه. 382

2. حق حاکميت الهي فقيه و نفي جمهوريت... 382

3. برتري ولي فقيه بر قانون اساسي... 384

4. وجوب پيروي از فقيه. 385

5. نفي دموکراسي... 386

6. آزادي... 386

7. برابري... 388

8. گزينش..... 388

9. نفي تساهل.. 388

10. دفاع از خشونت و ترور در اسلام.. 390

11. دفاع از احکام جزايي اسلام.. 391

12. محدوديت آزادي بيان و حرمت خريد و فروش کتب ضاله. 391

13. تعارض بنيادين فرهنگ اسلامي و غربي... 391

14. اولويت مصلحت ديني بر مصلحت مادي... 392

15. تهاجم فرهنگي... 392

16. تفسير حد اکثري از دين.. 394

17. نفي قرائت‌هاي متعدد از دين.. 394

18. مرجعيت انحصاري روحانيت در دين‌شناسي... 395

19. اسلامي کردن دانشگاه‌ها 396

3. دوم خرداد و منازعه اصلاح‌طلبي و محافظه‌کاري... 398

1-3. زمينه‌هاي پيدايش گفتمان اصلاح‌طلبي.. 398

2-3. نشانه‌ها و مفهوم‌هاي اصلي گفتمان اسلام سياسي اصلاح‌طلب... 400

1. نفي سکولاريسم.. 400

2. ماهيت دموکراتيک انقلاب اسلامي... 400

3. جامعه مدني... 401

4. مردم و جمهوريت... 402

5. ولايت فقيه. 403

6. مشروعيت مردمي ولايت فقيه. 404

7. قانون‌گرايي... 406

8. آزادي... 408

9. برابري... 411

10. حقوق شهروندي و کرامت انساني... 412

11. توسعه سياسي... 413

12. تساهل و مدارا 414

13. آزادي مطبوعات... 415

14. تمدن غرب... 416

15. قرائت‌هاي متعدد از دين.. 417

3-3. پس از دوم خرداد: قانون، قدرت و مقاومت... 420

4-3. غوغاي مطبوعات... 426

5-3. افول گفتمان اسلام سياسي اصلاح‌طلب... 436

4. پيدايش گفتمان محافظه‌کاري راديکال... 442

فصل دهم: بازگشت طردشدگان، و پيدايش گفتمان‌هاي جديد در ايران.. 448

مقدمه. 450

1. جهاني‌شدن ليبرال‌دموکراسي و اسلام سياسي در ايران.. 451

2. از اسلام سياسي ليبرال تا سکولاريسم ديني... 453

1-2. بازرگان و تجديد حيات اسلام سياسي ليبرال.. 455

2-2. سروش و حکومت دموکراتيک ديني.. 459

1. قبض و بسط تئوريک شريعت... 459

2. سکولاريسم.. 460

3. دين حداقلي... 462

4. ايدئولوژي... 463

5. حقوق بشر. 465

6. آزادي... 466

7. عدالت... 468

8. حکومت دموکراتيک ديني... 469

9. فقه. 473

10. روحانيت... 475

2-2. روحانيت و بازسازي‌هاي نظري... 476

1. مهدي حائري و نظريۀ جمهوريت مبتني بر مالکيت مشاع.. 476

2. مجتهد شبستري و نقد هرمنوتيکي معرفت ديني... 478

3. کديور و عبور از اسلام سياسي فقاهتي... 481

4. آيت‌الله منتظري و بازسازي نظريۀ ولايت فقيه. 483

نتيجه‌گيري.. 488

آينده اسلام سياسي ايراني.. 503

ضميمه: رساله‌هاي اسلام سياسي در ايران. 510

الف. رساله‌هاي اسلام سياسي در دهۀ بيست.... 512

مقدمه. 512

1. درد ايرانيان دوا نمي‌شود مگر با انقلاب فکري... 513

2. توحيد کلمه و وحدت ملي، ايران اداره نمي‌شود مگر به اجراي قوانين اسلام. 514

3. اسلام و مفهوم حقيقي حکومت ملي.. 515

4. كشف الاسرار. 517

5. رساله کسر کسروي يا شکست کسروي... 521

6. حکومت در مذهب شيعه. 524

مقالات: 527

1. «حکومت اسلامي؛ آخرين نقشۀ اصلاح». 527

2. «خاتميت اسلام: حکومت و سياست در اسلام». 527

3. «سياست از ديانت قابل تفکيک نيست». 528

4. «شاه‌راه کمال سياست». 529

ب. رساله‌هاي اسلام سياسي پس از کودتا 530

1. رساله مواد اساسي حکومت اسلام. 530

2. طرح كلي حکومت اسلامي (1338) 531

3. حکومت در اسلام (1343) 534

4. سيستم حکومت اسلامي (1343) 538

5. رسالۀ برنامۀ عمل (1346) 539

6. اصول راهنما و ضابطه‌هاي حکومت اسلامي(1353) 541

7. طرح کلي نظام اسلامي (1354) 543

8. نظام حکومت در اسلام (1355) 544

كتاب‌نامه. 548

منابع فارسي... 550

منابع انگليسي... 563

نمايه. 566

 


پيشگفتار

اسلام سياسي به آن دسته از جريان‌هاي اسلامي گفته مي‌شود كه به ضرورت تأسيس حكومت اسلامي باور دارند. هواداران اسلام سياسي بر اين باورند که اسلام داراي نظريه‌اي جامع درباره دولت و سياست است. اينان از مفهوم‌ها و تعبيرهاي اسلامي براي تبيين و توضيح وضعيت موجود جامعه‌هاي اسلامي استفاده مي‏كنند و بازگشت به اسلام را براي درمان آسيب‌ها و بحران‌هاي جامعه معاصر خواستارند. اسلام سياسي تشكيل حكومت اسلامي را مقدمه‌اي ضروري براي ايجاد جامعه‌اي سراسر اسلامي تلقي مي‌كند و چنين حكومتي را مناسب‌ترين شكل حكومت در جامعه‌هاي مسلمان دانسته و آن را از تمامي مفاسد و نواقص حكومت‌هاي موجود بركنار مي‌بيند.

اسلام سياسي از مهم‌ترين جريان‌هاي اسلامي در جامعه‌هاي اسلامي به‌شمار مي‌آيد، ولي به جز در مورد ايران، اسلام‌گرايان نتوانسته‌اند حكومتي قدرت‌مند و مبتني بر آموزه‌هاي اسلام سياسي بنا كنند. اسلام سياسيِ ايراني بر مذهب شيعه به‏عنوان دال برتر هويت ايراني و سامان‏دهندة اصلي حيات سياسي و اجتماعي جامعه تأكيد مي‏كند و از انقلاب اسلامي سال 1357 به بعد، مديريت جامعة ايراني را در اختيار داشته است. بنابراين، اسلام سياسي ايراني را مي‌توان موفق‌ترين تجربة عينيت‌يافتة گفتمان اسلام سياسي در جهان اسلام به‌شمار آورد و جامعة ايراني نيز تنها جامعه‌اي است كه در يك فرايند كم و بيش طولاني تاريخي بر اساس اسلام سياسي سامان‌دهي و مديريت شده است. ازاين‌رو كاميابي و يا ناكامي اين الگو بر سرنوشت جامعة ايراني و اسلام سياسي در جهان اسلام تأثيري فراوان برجاي خواهد گذاشت.

 هدف اين كتاب بررسي فرايند پيدايش و استقرار اسلام سياسي در ايران و چالش‌هاي فراروي آن است. در اين راستا كوشش شده است تا با استفاده از نظريه‌هاي گفتماني، روند شكل‏گيري، غيريت‏سازي‏ها، هژموني و چالش‌هاي اسلام سياسي در ايران را بررسي كرده و به امكان‌ها و محدوديت‌هاي آن اشاره كند.

در تدوين اين كتاب از راهنمايي‌ها و مشاوره‌هاي بسياري از استادان و دوستان ارجمندم بهره بردم و خود را وام‌دار منت آنان مي‌دانم. استاد فرهيخته‌ام جناب آقاي دکتر داود فيرحي همة فصل‌هاي كتاب را با دقت خواندند و رهنمودهايي راهگشا ارائه دادند. استادان گرامي‌ام آقايان دكتر محمدرضا تاجيك، دکتر حميد احمدي، دکتر عليرضا صدرا، دکتر حسين بشيريه، دکتر حسين سيف‌زاده، دکتر محسن خليجي و دکتر عباس منوچهري تذكرها و نكته‌هايي ارزشمند را گوشزد كردند. دوستان عزيزم دکتر غلامرضا بهروزلک و دکتر علي‌اصغر سلطاني اين كتاب را مطالعه كرده و نکته‌هاي بسياري را به من يادآوري نمودند. همكاران فرهيخته‌ام در گروه علوم سياسي دانشگاه مفيد، آقايان دکتر سيدصادق حقيقت، دکتر سيدعلي ميرموسوي، دکتر محمود شفيعي، دکتر عبدالقيوم سجادي و دکتر محمد مهدي مجاهدي نيز بر من منت نهاده و از راهنمايي و مشاوره‌ دريغ نداشتند. از همة اين عزيزان تشكر مي‌كنم و اميدوارم كاستي‌هاي اين كتاب را بر من ببخشايند.

همچنين در اينجا وظيفه خود مي‌دانم از مسئولان محترم دانشگاه مفيد و به‌ويژه از جناب حجت‌الاسلام محمدتقي فاضل ميبدي، مسئول انتشارات اين دانشگاه، كه زحمت انتشار اين اثر را پذيرفتند تشكر كرده و از همة آنان به دليل كاستي‌هاي اين كتاب عذرخواهي كنم.

 

                                                                          سيدمحمدعلي حسيني‌زاده

                                                                                                    

فصل اول

مفهوم «اسلام سياسي» بيشتر براي توصيف آن دسته از جريان‏هاي سياسي اسلامي به‏كار مي‏رود كه خواستار ايجاد حكومتي بر مبناي اصول اسلامي هستند. بنابراين، اسلام سياسي را مي‌توان گفتماني به‌شمار آورد كه گرد مفهوم مركزي «حكومت اسلامي» نظم يافته است. اين گفتمان بر تفكيك‌ناپذيري دين و سياست تاكيد كرده و مدعي است که اسلام از نظريه‌اي جامع دربارة دولت و سياست برخوردار است و به دليل تكيه بر وحي، از ديگر نظريه‌هاي سياسيِ متكي بر خرد انساني، برتر است. حكومت اسلاميِ برآمده از اسلام نيز به همين دليل از ديگر نظام‌هاي سياسي موجود، برتر مي‌باشد. در اين گفتمان از تعبيرهاي اسلامي براي تبيين و توضيح وضعيت سياسي جامعه استفاده مي‏شود و بازگشت به اسلام و تشكيل حكومت اسلامي تنها راه‏حل بحران‌هاي جامعه معاصر به‌شمار مي‌آيد. هدف نهايي اين گفتمان، بازسازي جامعه بر اساس اصول اسلامي است و در اين راه، به‌دست آوردن قدرت سياسي، مقدمه‏اي ضروري تلقي مي‌شود. هواداران اسلام سياسي اسلام را به‌مثابة يك ايدئولوژي جامع در نظر مي‌گيرند كه دنيا و آخرت انسان را دربر گرفته و براي همة حوزه‌هاي زندگي دستورها و احكامي روشن دارد. بدين‌ترتيب، اين گفتمان در مقابل همه گفتمان‌هاي مدرن و سنتي، كه اعتقادي به ادغام دين و سياست ندارند، قرار مي‌گيرد.

گفتمان‌هاي اسلام سياسي، برخلاف بنيادگرايان و سنت‌گرايان، مدرنيته را به طور كامل نفي نمي‌كنند بلكه مي‌كوشند تا اسلام را با جامعة مدرن سازگار نشان دهند. البته اينان جنبه‌هاي سكولار تمدن غرب را نفي كرده و مشكل‌هاي جامعه‌هاي معاصر را به دوري از دين و معنويت نسبت داده و راه رهايي از آنها را توسل به ارزش‌هاي ديني و بازگشت به اسلام مي‌دانند. در واقع، اسلام سياسي در پي ايجاد نوعي جامعة مدرنِ اسلامي است كه در كنار بهره‌گيري از دستاوردهاي مثبت تمدن غرب، از آسيب‌هاي آن به‌دور باشد. در نظر اسلام‌گرايان، چنين جامعه‌اي انسان امروزي را به سرمنزل مقصود رسانده و سعادت دنيا و آخرت او را فراهم خواهد كرد.

 مفهوم «بنيادگرايي» نيز براي تبيين حرکت‌هاي اسلامي به‌کار رفته است. اين مفهوم، که ريشة غربي دارد و برگرفته از حرکت اعتراضي مسيحيان پروتستان در آمريكا در اوايل قرن بيستم است[1]، نمي‌تواند معنا و مفهوم جريان‌هاي اسلامي در ايران را توضيح دهد. بنيادگرايي به معناي بازگشت به سنت ديني و دفاع از ارزش‌هاي مذهبي در چارچوب گفتمان سنتي است و با اين معنا تنها بخشي از جريان‌هاي اسلامي را در بر مي‌گيرد. بنيادگرايي را، بيشتر، غربيان پس از انقلاب اسلامي ايران براي اشاره به گفتماني که دشمن ارزش‌هاي فرهنگي غرب است برگزيده‌اند[2] و در آن، نوعي گذشته‌گرايي همراه با بار ارزشي منفي نهفته است. در حالي‌که گفتمان اسلام سياسي ضرورتا سنتي و در چارچوب سنت نيست و در برخي از جريان‌هاي اين گفتمان نشانه‌هاي مدرن با تفسيري کاملا نو از مذهب با مرجعيت اسلام وجود دارد كه در چارچوب گفتمان سنتي نمي‌گنجد. همچنين تعبير «راديکاليسم» نيز براي تبيين جريان‌هاي اسلام سياسي در ايران نارسا به نظر مي‌رسد، چرا كه راديکاليسم ناظر به نوعي عمل‌گرايي است و بيشتر وصفِ کُنش و رفتار سياسي است و در معناي آن نوعي افراط نهفته است که نمي‌تواند توصيف مناسبي براي جريان‌هاي مدرن و دموکراتيک اسلام سياسي به‌شمار آيد. واژه «اسلام‌گرايي» نيز توصيفي كامل براي اين جريان‌ها به نظر نمي‌رسد. گرايش به اسلام مفهومي عام است که مي‌تواند در برابر، به‌عنوان مثال، گرايش به غرب مطرح شود و غيريت‌سازي با غرب را برجسته سازد، ولي مشخص‌کننده گرايش سياسي و محتواي واقعي اين جريان‌ها نيست. به‌هرحال، در اين كتاب از مفهوم «اسلام سياسي» به دليل فراگيري و وضوح معنايي، بيشتر استفاده شده است. همچنين اين جريان به مثابة يک گفتمان در نظر گرفته شده و تحليل و تبيين آن بر اساس نظريه‌هاي گفتماني صورت ‌گرفته است. از اين‌رو، بررسي اين نظريه و چگونگي كاربرد آن لازم مي‌آيد.

«نظرية گفتمان» بر نقش زبان در بازنمايي و بازسازي جهان اجتماعي تاکيد مي‌کند. بنابراين نظريه، دست‌رسي به واقعيت، تنها از راه زبان و از منظر نظريه‌ها امكان‌پذير است، ولي بازنمايي واقعيت از راه زبان هرگز بازتاب واقعيتِ ازپيش‌موجود و عيني نيست بلکه در اين بازنمايي، زبان و انديشه در ايجاد واقعيت نقش ايفا مي‌کنند. در واقع، جهان محصول نظريه‌ها، ايدئولوژي‌ها و، به عبارت ديگر، گفتمان‌ها است. البته اين نظريه وجود واقعيت را نفي نمي‌کند ولي بر اين باور است كه اشيا و پديده‌ها تنها از راه گفتمان معنا پيدا مي‌كنند. به‌عنوان مثال، پديده‌اي طبيعي مثل طغيان رودخانه و جاري شدن سيل، حادثه‌اي است که مستقل از تفکر و ذهنيت مردم روي مي‌دهد ولي از همان زمان که مردم شروع به معنادهي آن مي‌کنند تبديل به موضوعي گفتماني مي‌شود و افراد بر اساس گفتمان‌هاي مختلف آن را به عامل‌هايي چون خشم خدا، سوءمديريت دولتي، ال نينو و خرابي سيل‌بند نسبت مي‌دهند و، به اين‌ترتيب، اين واقعه براساس هر گفتمان معنايي متفاوت پيدا مي‌کند، ولي دامنة گفتمان فقط به معنابخشي محدود نمي‌شود بلکه هريک از اين دريافت‌ها سلسله اعمال خاصي را ايجاب مي‌کنند و پيامدهاي خاص اجتماعي خود را به دنبال دارند. به‌عنوان مثال، در اينجا براساس هر گفتمان تصميم‌هايي متفاوت، چون ساختن سيل‌بند، دفاع از سياست‌هاي زيست محيطي، انتقاد از دولت و يا تقويت دين‌داري، اتخاذ مي‌شود. بنابراين، گفتمان‌ها به واقعيت معنا مي‌دهند و جهان اجتماعي در نتيجه همين فرايند معنابخشي ساخته مي‌شود و تغيير مي‌کند.تغيير واقعيت و سامان‌دهي به نابساماني‌ها جز از راه نظريه‌پردازي ممکن نيست. به عبارت ديگر، دراين نظريه زبان تنها گذرگاه انتقال اطلاعات و بازنمايي صرف واقعيت نيست، بلکه ماشيني است که جهان اجتماعي را معنا، تفسير و بازسازي مي‌کند. هويت‌ها و رابطه‌هاي اجتماعي نيز محصول زبان و گفتمان‌ها هستند و تغيير در گفتمان، تغيير در جهان اجتماعي را به همراه خواهد داشت و منازعه‌هاي گفتماني به تغيير و بازتوليد نظام اجتماعي منجر مي‌شوند.

امروزه نظريه‌هاي گفتماني به حوزه‌هاي مختلف علوم اجتماعي سرايت کرده و شاخه‌هاي متنوعي از اين نظريه شکل گرفته است، ولي به نظر مي‌رسد در حوزة سياست و تبيين گفتمان‌هاي سياسي نظريه‌هاي ارنستو لاکلا و چنتال موف (مشهور به مکتب اسکس) از شهرت و اعتبار بيشتري برخوردار هستند. پژوهش حاضر نيز به طور عمده بر اين شاخه از نظريه‌هاي گفتمان تکيه کرده است.

 



[1]. Ter Haar,Gerrie; (James, Busuttil), The Freedom to do God,s will,  p28.

[2]. Ibid, p3.



• درباره دانشگاه مفید • آموزش • پژوهش • کتابخانه • پذیرش • دانشجویان • رویدادها
بنیان گذار و رئیس
قائم مقام
اهداف و رسالت
تاریخچه
ساختار سازمانی
پردیس دانشگاه
درباره قم
بخش اقتصاد
بخش حقوق
بخش فلسفه
بخش علوم سیاسی
بخش معارف قرآن
بخش زبان
بخش دروس عمومی
آموزش مرکز حقوق بشر
آموزش مرکز علوم قرآن
خدمات آموزش
مرکز آموزش‌های آزاد
مرکز آموزش‌های غیر حضوری
امور فارغ التحصیلان
فرم‌های آموزشی
آیین نامه‌ها و مقررات
مصوبات شورای آموزشی
تقویم آموزشی
مرکز مطالعاتی حقوق بشر
مرکز مطالعاتی حقوق تطبیقی
مرکز مطالعاتی علوم قرآن
مرکز مطالعاتی اقتصادي
کتاب‌ها
مجلات

سامانه کتابخانه
بانک‌های اطلاعاتی
آپین نامه‌ها
عضویت در کتابخانه
خدمات رایانه و تکثیر
سفارش و خرید کتاب
پیوندها
آزمون اختصاصی کارشناسی
آزمون اختصاصی کارشناسی ارشد

آزمون پذیرش دکتری
پذیرش بدون آزمون
ضوابط و مقررات پذیرش
فرم‌های پذیرش
پذیرش بورس
پذیرش دانشجویان خارجی
بورس آیت الله موسوی اردبیلی (مدّظله)
کمیته امور مالی
کمیسیون موارد خاص
کمیته انضباطی
مشاوره دانشجویی
انجمن‌های علمی
مجلهء دانش پژوهان
کانون‌های فرهنگی
تربیت بدنی
خوابگاه دانشجویی
سلف سرویس
خدمات متفرقه دانشجویی
آیین نامه‌ها و فرم‌های دانشجویی

DOURAN Portal V3.9.8.8

V3.9.8.8