English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  مرکز رایانه |  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دانشكده ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجویان
رويدادها

عنوان : نشست تخصصی جنبه های فقهی و حقوقی اهانت به ساحت مقدس پیامبر اكرم (ص)نشست تخصصی با عنوان «مقدسات دینی و آزادی بیان از نگاه فقه و حقوق بشر»
کد خبر : ۶۱۳
تاريخ :
 ۱۳۹۱/۰۷/۱۵ 
ساعت : ۱۰:۵۸:۴۲

به گزارش روابط عمومي دانشگاه مفيد،‌نشست تخصصي با عنوان «مقدسات ديني و آزادي بيان از نگاه فقه و حقوق بشر» روز سه شنبه ۹۱/۷/۱۱ در تالار گفتگوي دانشگاه مفيد برگزار شد.

در اين جلسه حجت الاسلام والمسلمين دكتر سيدابوالفضل موسويان عضو هيات علمي دانشگاه مفيد از منظر فقهي و حجت الاسلام والمسلمين دكتر سيدحسين هاشمي عضو هيا ت علمي و مدير مركز حقوق بشر دانشگاه مفيد از منظر حقوقي ديدگاه هاي خود را در اين باره بيان كردند.

  حجت الاسلام والمسلمين دكتر سيدابوالفضل موسويان گفت : يكي از مباحث جدي دين اسلام آزادي بشر و يكي از انواع آزاديها، آزادي عقيده است. اسلام عقيده‌اي را بر انسان تحميل نكرده است و خواسته است مردم خود با آزادي تام به اسلام گرايش يابند (لااكراه في الدين) . در اسلام به هيچ كس اجازه تحميل عقيده به ديگران را نداده است و به پيامبر (ص) نيز مي فرمايد (ولو شاء ربك لآمن من في الارض كلهم جميعا افانت تكره الناس حتي يكونوا مؤمنين) اگر خدايت مي خواست همه مردم در زمين ايمان مي آوردند. آيا تو مي خواهي آنان به اكراه وادار كنيد تا ايمان بياورند.

يكي ديگر از آزاديها، آزادي بيان است. افراد مي توانند مطالب خود را بيان كنند و كسي نبايد مانع سخن گفتن و اظهار عقيده كسي شود. خداوند در وصف انسانهاي ارزشمند مي فرمايد (فبشر عبادي الذين يستمعون القرآن فيتبعون احسنه) پس بشارت ده به آن بندگان من كه به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترين آن را پيروى مى‏كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان.(زمر، آیات17-18) بطور طبيعي هنگامي انسان مي تواند از كلام احسن پيروي كند كه بتواند همه سخنها را بشنود تا احسن آن را تشخيص دهد. با اين بيان بايد در جامعه اسلام آزادي بيان وجود داشته باشد

گرچه برخي از مفسران «القول» را در آيه مذكور، بدون دليل، قول خاصي دانستهاند مانند گوش فرا دادن به قرآن (طبرسي، مجمع البيان، ج8، ص493) يا اوامر الهي(آلوسي، روح المعانى، ج23، ص253). اما همانطور كه محققان با استدلال توضيح داده اند وجهي براي تخصيص عموم آيه وجود ندارد(طباطبايي، الميزان، ج17، 250) و الف و لام در «القول» الف و لام استغراق است و افاده عموم مي كند. نخست مى‏گويد: بندگان مرا بشارت ده و بعد اين بندگان ويژه را به اين صورت معرفى مى‏كند كه آنها به سخنان اين و آن ـ بدون در نظر گرفتن گوينده و خصوصيات ديگر ـ گوش فرا مى‏دهند و با نيروى عقل و خرد بهترين آنها را بر مى‏گزينند هيچگونه تعصب و لجاجتى در كار آنها نيست ، هيچگونه محدوديتى در فكر و انديشه آنها وجود ندارد، آنها جوياى حقند و تشنه حقيقت، هر جا آن را بيابند با تمام وجود از آن استقبال مى‏كنند، و از چشمه زلال آن بى‏دريغ مى‏نوشند. به هر سخنى كه گوش دهند بدين اميد گوش مى‏دهند كه در آن حقى بيابند و مى‏ترسند كه در اثر گوش ندادن به آن، حق از ايشان فوت شود. از هشام بن حكم روايت شده‏ است كه گفت امام موسى بن جعفر (ع) به من فرمود: اى هشام خداى تبارك و تعالى اهل عقل و فهم را در كتاب خود بشارت داده و فرموده: «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ». (كليني، كافي، ج1، ص13؛ كتاب عقل و جهل) يعني اين بشارت مخصوص مؤمنان و مسلمانان نيست بلكه مربوط به اهل عقل و فهم است.

بنابر اين همانطور كه گوش كردن به سخنان ديگران براي رسيدن به بهترين آن لازم است، سخن گفتن ديگران نيز بايد مجاز باشد. تا بتوان به بهترين كلام دست يافت. نه اين كه به عده خاصي اجازه سخن گفتن داده شود تا از بين اين سخنان، بهترينِ آن را انتخاب كنيد.حدود آزادي بيان

با روشن شدن جايگاه ارزشمند آزادي بيان در مكتب اسلام، آيا از نظر اسلام انسان آزاد است هرچه خواست بگويد و بنويسد، حق باشد يا باطل؟ يا اين كه آزادي بيان حد و مرزي دارد؟ آزادى كه در عرف حقوق و سياست از آن صحبت مى شود، زمانى تحقق مى يابد كه انسان مانعى در اجراى خواستهاى خود نداشته باشد. از سوى ديگر، انسان انديشمند، بى بند و بارى را نمى پسندد و آزادى مطلق را به معناى هرج و مرج و پايمال شدن حقوق ضعفا مى داند و مايل است به نوعى ميان آزادى و رعايت اخلاق و حقوق ديگران را جمع كند. 

محدود كردن آزادی بيان يك استثناء است كه نيازمند دليل و توجيه عقلانی و وحيانی مي‌باشد. اكثر قريب به اتفاق محققان و انديشمندان براى آزادى حد و مرزى قايل اند، تا اولاً اعمال و انتفاع آزادى يك فرد، موجب تجاوز به آزادى ديگران يا مانع انتفاع آنان از آزادى نگردد. ثانیا آزادی بيان بعضی ضوابط و شرايط و محدوده‌هايی داشته باشد كه مصالح نوعی و عمومی آن را ايجاب مي‌نمايد. مهمترين اين ضوابط اين است كه آزادی بيان هيچگاه نبايد به حريم خصوصی افراد وارد شود. تحت عنوان آزادی رسانه ای، ورود به اين منطقه برای هيچ ‌كس جايز نيست. نبايد اسرار مردم را فاش کرد. آزادی بیان به این معنی نیست که مي توان دروغ و هر نسبتی را به دیگری داد. جايز نيست كه آزادی بيان مرزهای اخلاقی جامعه را زير پا بگذارد و جوانان و كودكان و زنان جامعه را دچار فساد و تباهی نمايد. آزادی بايد در چارچوب مصالح ملّی و ميهنی حركت كند. هيچ نويسنده يا روزنامه‌نگاری حق ندارد اسرار نظامی كشور خود را فاش كند. اين كار خيانتی بزرگ است. همه كشورها در مجازات كردن كسی كه اين كار را انجام دهد، متفق القولند. نباید با طرح آزادی بيان توهین به مقدسات را مجاز شمرد، ملتی را مورد اهانت قرار داد و... در اينجا به برخي از حدود آزادي بيان اشاره مي كنيم:

1. افترا و اتهام اخلاقي.تهمت و افترا عملي ناپسند در ميان همه عقلا و مذاهب شمرده شده است؛ نمي توان مكتبي را نام برد كه از اين رفتار زشت منع نكرده باشد. قرآن کريم به شدت هر گونه تهمتي را منع كرده است و بويژه نسبت نارواي اخلاقي را از گناهان بزرگ برشمرده است و عذاب دنيوي و اخروي براي آن در نظر گرفته است. در قرآن كريم بيان شده است: بى‏گمان كسانى كه به زنان پاكدامن بى‏خبر [از همه جا] و با ايمان نسبت زنا مى‏دهند در دنيا و آخرت لعنت‏شده‏اند و براى آنها عذابى سخت‏خواهد بود. (نور،آیه23) 

خداوند علاوه بر عذاب اخروي براي آنان مجازات دنيوي (حد قذف) نيز قرار داده است: كسانى كه نسبت زنا به زنان شوهردار مى‏دهند سپس چهار گواه نمى‏آورند هشتاد تازيانه به آنان بزنيد و هيچگاه شهادتى از آنها نپذيريد و اينانند كه خود فاسقند (نور،آیه4)2. 

توهين ، تمسخر، عيب گيري و به زشتي ياد كردن

 اهانت و تمسخر ديگران را قرآن ممنوع دانسته است. چه بسا همانها كه شما آنان را كوچك و حقير مي شماريد بهتر از شما باشند: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد نبايد قومى، قوم ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ] شايد آنها از اينها بهتر باشند و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد. (حجرات، آیه11)3. اهانت به مقدسات.

خداوند دوست ندارد كسي با كلمات زشت با ديگران سخن بگويد مگر كسي كه بر او ستم رفته باشد: خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد. (نساء، آیه148) همچنين اسلام به پيروان خود اجازه اهانت به مقدسات ديگران را نمي دهد هر چند اين مقدسات از ديدگاه اسلام، ارزش نداشته و پوچ، بلکه نامقدس باشند. قرآن مي فرمايد: و آنهايى را كه جز خدا مى‏خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد. (انعام، آیه108)

مى توان گفت نهى خداوند از سب بتها و معبودهاى مشركان در آنجا كه خداوند به پيامبر(ص) مى فرمايد: «و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدواً بغير علم كذلك زينا لكل امة عملهم» (انعام/108) كسانى را كه جز خدا مى خوانند دشنام مگوييد كه آنان هم از سر دشمنى و نادانى خداى را ناسزا گويند. بدين سان ما براى هر امتى عملشان را بياراستيم. اين بيان نه يك دستور العمل سطحى براى پيشگيرى از ناسزاگويى كفار و مشركان به خداى يگانه است، بلكه ارائه يك معيار كلى براى مسلمانان مى باشد. يعنى شيوه و روشى را كه براى ديگران در تقابل با خود مجاز نمى شمارند، خود نيز به كار نگيرند. هر چند كه جايگاه اين دو بى نهايت، با هم متفاوت است. يعنى معبودهاى آنان اشيايى بى روح يا مفاهيمى بى معنا يا موجوداتى پست و فاقد حرمتند. اما ذات اقدس الهى، مبدأ هستى و داراى جميع كمالات است. از اين آيه مى توان فهميد كه اصول و قواعد رفتار و تعامل با ساير اديان و فرق، اصول ثابتى است كه فارغ از حقانيت و عدم حقانيت بايد مورد وفاق و ضابطه عمل همگان در روابط با يكديگر قرار گيرد. مرحوم علامه طباطبايى با اشاره به جمله آخر آيه مى نويسد: از عموم تعليلى كه جمله «كذلك زينا لكل امة عملهم» آن را افاده مى كند، نهى از هر كلام زشتى نسبت به مقدسات دينى استفاده مى شود.(تفسير الميزان، ترجمه سيد محمدباقر موسوى، ج7، ص418)از جمله مهمترين مواردي كه از اهانت در فقه ياد شده است «ساب النبي» مي باشد يعني كسي به پيامبر كه بزرگترين شخصيت اسلامي است و مورد احترام همه مسلمانان است، اهانت كند و دشنام دهد و احساسات همه مسلمان را جريحه دار نمايد.

 

4. غيبت. نبايد انسان مسايل شخصي كسي را براي ديگران افشا و نقل كند و به حيثيت و آبروي افراد صدمه بزند. در اين مسأله به خاطر اهميت آن، حتي از مقدمات آنهم منع شده است و مؤمنان را از سوء ظن به يكديگر و به دنبال آن تجسس در زندگي آنان منع كرده است و بالاخره در صورتي كه كسي از اسرار ديگري آگاه شد، حق اظهار آن را ندارد(اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم و لاتجسسوا و لايغتب بعضكم بعضا)

 

در ادامه حجت الاسلام والمسلمين دكتر سيد حسين  هاشمي بيان داشتند:

 جناب آقاي دكتر موسويان بحث فقهي را مطرح كردند و من به اين مسئله در حقوق كشورهاي غربي و حقوق ايران اشاره مي كنم و اينكه آيا براي اين امور مي توان در كشورهاي اروپايي طرح دعوي كرد يا خير ؟ آيا در حقوق کیفری ایران و برخی از كشورهای غربی از مقدسات حمايت مي شود؟ آيا حمايت از مقدسات با موضع حقوق بشري و آزادي بيان سازگار است يا خير؟

در حقوق ايران در سال ۱۳۶۴ قانونگذار در قانون مطبوعات، اهانت به مقدسات را به عنوان خط قرمز و محدودیت مطبوعات مطرح كرده است ولي در ادامه درباره ضمانت اجرا مي گويد اگر شامل حكم مرتد شود،‌حكم مرتد و الا مطابق با قانون تعزيرات با او برخورد مي شود.

بر پایه این ماده: «هر كس به‌ وسيله مطبوعات به دين مبين اسلام و مقدسات آن اهانت كند، در صورتي‌ كه به ارتداد منجر شود حكم ارتداد در حق وي صادر و اجراء و اگر به ارتداد نينجامد طبق نظر حاكم شرع ‌ بر اساس قانون تعزيرات با وي رفتار خواهد شد.»

اما در ماده 513 قانون مجازات اسلامى ايران (تعزيرات) مصوب سال 1375، به تبعيت از حقوق اسلام، توهين به هر يك ازانبياى الهى _و نه فقط اهانت به پیامبر مسلمانان _ممنوع و جرم اعلام شده است. بر اساس این ماده:«هركس به مقدسات اسلام و یا هریك از انبیای عظام یا ائمه طاهرین (ع‌) یا حضرت صدیقه طاهره (س‌) اهانت نماید اگرمشمول حكم ساب النبی باشد اعدام می‌شود و در غیر این صورت‌ به حبس از یك تا پنج سال محكوم خواهد شد.»

این ماده ایرادهایی داشت که برای رفع آن، در لایحه قانون مجازات اسلامی جدید، مجددا ساب النبی جرم انگاری شد که خود به برخی از ابهامات افزود. در ماده ۲۶۳ لايحه قانون مجازات اسلامي جدید آمده است :«هرکس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و و یا هر یک از انبیای عظام الهی را دشنام دهد یا قذف کند ساب النبی است و به اعدام محکوم می شود.»

با کمال شگفتی، در این ماده، اشاره ای به سب امامان معصوم و حضرت صدیقه طاهره نشده است اما از آنجا که قانون تعزيرات سال ۷۵ توسط اين قانون نسخ نشده است، براي تعیین تکلیف مجازات توهين به ائمه معصومين(ع) و صديقه طاهره(س) می توان به ماده 513 این قانون استناد نمود، هرچند بي توجهي قانونگذار در اين خصوص قابل دفاع نیست.

اما در جرم انگاري اهانت به مقدسات در ديگر كشورهاي غربی، حقوق چند كشور را به عنوان نمونه ذکر می کنیم. حمايت از مقدسات در كشورهاي اروپايي و آمريكايي در دو قالب صورت مي گيرد:۱- جرم انگاری توهین به مقدسات با عنوان Blasphemy يعني اظهار مطالب كفر آميز و توهين به مقدسات. اين قانون در نظام هايي است كه تحت قانون كامن لا اداره مي شوند. مثل انگليس، آمريكا و كشورهاي تابع انگليس(ولز و ايرلند و.. ) در اين كشورها بلس فمي از قواعد به جای مانده از کامن لا است. حتي در چهار دهه قبل در آمريكا بر اساس اين قانون چند نفر را اعدام كردند. در انگلستان نيز تحت اين قانون افرادي اعدام مي شده اند ولي در سال ۱۶۸۶ اعدام تبديل به حبس شده است. در انگلستان در سال ۲۰۰۸ اين قانون بلس فمي توسط قانوني بنام Criminal Justice and Immigration Act (قانون كيفري و مهاجرت سال ۲۰۰۸ انگلستان كه اصلاحات اساسی را در حقوق انگلستان و ولز ايجاد كرد) ‌در اين سال قانون بلس فمي كاملا ملغي شده است. اما اين فقط مختص انگلستان و ولز است ولي در سایر در برخی دیگر از کشورهای تابع نظام کامن لا، هنوز اين جرم به اعتبار خود باقی است.

اين قانون همچنان با يك ايراد حقوق بشري مواجه است چون قانون بلس فمي فقط از يك مذهب خاص و آن هم از مسيحيت حمايت مي كند. اگر در انگلستان قبل از سال ۲۰۰۸ به هر ديني غير از مسيحيت اهانت مي شد، جرم نبود (البته تحت اين قانون) لذا حقوق دانان انگليسي به اين حكم اعتراض كردند و گفتند تبعيض در مذهب است و با اسناد حقوق بشر سازگار نیست. اين فشارها باعث شد (البته اين يكي از دلايل است) كه اين قانون در سال ۲۰۰۸ ملغی شود. در قضيه سلمان رشدي مسلمانان به یک دادگاه انگليسی شكايت كردند ولي دادگاه با اين توجيه كه سلمان رشدي به دین مسيحیت توهين نكرده و به دين اسلام توهين كرده است اعمال این قانون را برضد سلمان رشدی نپذیرفت. در آمريكا كه تابع نظام حقوقی كامن لا است زودتر از انگليس اين قانون حذف شد. در قانون اساسي آمريكا به دليل آزادي بيان به قاضي اجازه داده نمي شود به نفع دين خاصي وارد عمل شود و حکمی در این باره صادر كند. لذا محدوديت قضايي شديدي به وجود آورده است و اين عدم صدور حكم به يك رويه تبديل شده است و در آن اختلافي نيست. اما اگر كسي جرمي عليه شخص يا اموال كسي مرتكب شود و در ضمن آن جرم هدفی مبتنی بر مذهب، ‌نژاد، رنگ پوست قربانی جرم باشد اين امور مي تواند باعث تشديد مجازات او باشد. اما قاضي نمي تواند كسي را به جرم اهانت به مقدسات محاكمه كند. پس نوع اول كه بلس فمي است در بعضي كشورهاي اروپايي وجود دارد.2- نوع دوم از حمايت از مقدسات تحت عنوان Hate Crime است (جرايم مبتني بر تنفر) اين جرم معمولا شامل تنفر قومي و ‌مذهبي است. اينكه اظهاراتي بكنيد بر ضد ‌مذهب يا قوم خاص و حتي در برخي كشورها اهانت به عقايدي كه منشاء‌ نوع خاصي از زندگي است، جرم مي باشد . مثلا بر اساس قانون سال ۲۰۰۶ انگليس اگر كسي به يك همجنس گرا توهين كند به همان اندازه كه از يك مذهب حمايت مي شود از اين فرد نيز حمايت مي كنند. استدلال اين است كه شما به تفكر او اهانت كرده ايد. البته قبل از سال ۲۰۰۶ فقط تنفر نژادي بوده است ولي بعدا تنفر مذهبي هم به آن اضافه شده است و اگر كسي اين جرم را مرتكب شود در شرايطي تا ۷ سال زندان هم دارد. در حقوق آلمان همين قانون است ولي با تفاوت اندكي. ماده ۱۶۶ مجازات آلمان،‌ در بند ۱ مي گويد:‌

هر كس در منظر عموم يا از طريق انتشار نوشته جاتي به عقايد مذهبي ديگران يا عقايد ديگران كه مربوط به فلسفه زندگي باشد اهانت نمايد به گونه اي كه قابليت بر هم زدن نظم عمومي را داشته باشد به مجازات حبس حداكثر تا سه سال يا جزاي نقدي محكوم مي شود.در اينجا قابليت برهم زدن نظم عمومي آمده است. قابليت راحت تر قابل اثبات است تا وقتي كه بگوييم نظم عمومي را به هم بزند. الان در شرايط فعلي اين كاريكاتور يا فيلم قابليت به هم زدن نظم عمومي را دارد. اين جور عصبانيت،‌ اين حد از اعتراضات مسلمانان قابليت برهم زدن نظم عمومي را دارد و اگر قاضي بخواهد بگويد حتی قابليت و امکان برهم زدن نظم عمومي را ندارد بايد دور از واقعیت جامعه باشد. با توجه به اينكه اقليت مسلمانان بطور كمي و كيفي در کشورهای اروپایی رو به رشد است و يكي از راه هاي پیگیری حقوقی اين است كه در دادگاههای حوزه اتحاديه اروپا عليه مرتکبین اقامه دعوي شود، خصوصا از نگاه حقوق بشري و حقوق شهروندي موضوع قابل پیگردی است. ماده ۲۹ اعلاميه جهاني حقوق بشر مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي را به عنوان خط قرمز آزادي بيان مطرح كرده است و ما تعجب مي كنيم در كشوري كه اين همه تنفر مذهبي بر ضد دین اسلام و مسلمانان ايجاد مي شود به گونه ای که بعضا حتی نظم عمومي و اخلاق عمومي به خطر مي افتد واكنش مناسبی از سوی دادگاههای اروپایی نشان داده نمي شود. 



بازگشت           چاپ چاپ