English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  مرکز رایانه |  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دانشكده ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجویان
رويدادها

عنوان : سخنرانی حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی (مدظله العالی)‌در مورد شخصیت حضرت فاطمه زهرا(س)
کد خبر : ۵۶۵
تاريخ :
 ۱۳۹۱/۰۲/۰۴ 
ساعت : ۱۲:۳۰:۳
عنوان گروه خبري : رويدادهاي دانشگاه .

والحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم المصطفى محمّد و    على اله الأطيبين الطاهرين
خداوند متعال مي فرمايد:

بسم الله الرحمن الرحيم 
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَر(1)فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ(2)إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ(۳)

این روزها مصادف با سالگرد شهادت تنها دختر پیامبر، فاطمه مرضیه(س) است. به همین مناسبت، من مطالبی در باره شخصیت مقدس و فضایل ایشان خدمت شما عرض می کنم.

شخصیت حضرت‌ زهرا(س) بسیار برتر از آن است که بنده بتوانم در این مدت کوتاه، درباره آن سخن بگویم و حق مطلب را ادا کنم، بلکه فقط اشاره ای به شخصیت بزرگ ایشان می کنم.

شخصیتی که بیش از همه افراد، آیات قرآن درباره او نازل شده، وجود مقدس رسول اکرم (ص) است. ‍‍پس از پیامبر اکرم (ص) از میان زنان و مردان، بیشترین شخصیتی که آیات قرآن درباره او نازل شده، حضرت زهرا (س) است. آیاتی که درباره پیامبر اکرم (ص) نازل شده اند، ظهور بسیار خوب، قابل دفاع و غیر قابل انکاری دارند.

از میان افرادی که در صدر اسلام زندگی می کرده اند، تنها نام دو نفر به صراحت در قرآن ذکر شده است. از میان شخصیت های صالح تنها نام گرامی پیامبر اکرم (ص) و از میان شخصیت های بد نیز تنها نام ابولهب در قرآن آمده است. اما در قرآن شریف، آیات فراوانی وجود دارد که بدون شک شامل حضرت زهرا(س) می شود. از جمله خداوند در قرآن شریف در آیه تطهیر می فرماید: « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِب عَنكمُ الرِّجْس أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطهِّرَكمْ تَطهِيراً » {ای اهل بیت! خدا می خواهد پلیدی را از شما دور کند و شما را پاک دارد.}

به طور مسلم و بدون تردید، همه مسلمانان از شیعه و سنی قبول دارند که این آیه شامل حضرت زهرا(س) می شود. همچنین خداوند در آیه مباهل می فرماید:‌«  تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ…  » {بیایید تا حاضر آوریم، ما فرزندان خود را وشما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را.}

در این آیه شریفه نیز منظور از کلمه «نساءنا» حتما حضرت زهرا(س) است. زیرا هنگامی که ‍پیامبر برای انجام مباهله تشریف آوردند، از میان زنان تنها حضرت زهرا(س) را با خود آوردند.

در آیه خمس نیز خداوند می فرماید: « أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شي‏ءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسهُ وَ لِلرَّسولِ وَ لِذِي الْقُرْبي »{هرگاه چیزی به غنیمت گرفتید خمس آن را از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان و .. است}

در این آیه شریفه نیز یکی از مصادیق «ذی القربی» حضرت زهرا(س) است. در آیه رسالت نیز خداوند متعال می فرماید:‌« قُل لَّا اَسْاَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَی » {بگو: بر این رسالت، از شما هیچ مزدی جز دوست داشتن خویشاوندان نمی خواهم}

در این آیه شریفه نیز یکی از مصادیق یقینی«قربی» حضرت زهرا(س) است.

سوره کوثر نیز در مورد حضرت زهرا(س) نازل شده است، زیرا هرچند ظهور ابتدایی کلمه « کوثر» در حضرت زهرا(س) نیست اما از آخرین آیه سوره فهمیده می شود که این آیه درباره نسل پیامبر(ص) است و نسل پیامبر (ص) جز از طریق زهرا(س) باقی نمانده است. به همان دلایلی که در تاریخ در باره فرزندان پیغمبر(ص) گفته شده است. پس تنها نسلی که نسبش مستقیما به حضرت پیامبر (ص) می رسد، نسلی است که از طریق حضرت زهرا(س) به پیامبر متصل می شود. بنا بر این آیه« انا اعطیناک الکوثر» به قرینه آیه « ان شانئک هو الابتر»‌ظهور در حضرت زهرا(س) پیدا می کند.

ما در مورد بعضی از سوره ها مانند سوره «هل اتی » می گوییم: این سوره در مورد حضرت علی(ع) نازل شده است. اما بعضی اعتقاد دیگری دارند و می گویند: این سوره در مورد فرد دیگری نازل شده است. اما در مورد سوره هایی که در باره حضرت زهرا(س) نازل شده، هیچ اختلاف نظری وجود ندارد و همه قبول دارند که این آیه ها درباره حضرت زهرا(س) نازل شده است.

بنا بر این ما می توانیم بگوییم که  پس از پیامبر جایگاه ویژه حضرت زهرا(س) در قرآن بی نظیر است و هیچ کس دیگری نیز نمی تواند از این نظر جایگزین حضرت زهرا(س) شود.

دومین ویژگی شخصیت حضرت زهرا(س)، جنبه سیاسی شخصیت ایشان است. حضرت زهرا(س) پس از رحلت رسول اکرم (ص) هنوز در ابتدای دوره جوانی بود. در این شرایط سنی، وظایف خانه داری و همسرداری و نگهداری فرزندان را نیز انجام می داد.

حضرت زهرا(س) در این دوره از نظر روحی و جسمی، شرایط بسیار سختی را می گذرانید. ایشان در این دوره همواره مصیبت زده، غمزده، رنجور و بیمار بود. در اثر بیماری و ناراحتی، همیشه سر خود را می بست. ناراحتی ایشان روز به روز بیشتر می شد، تا جایی که از شدت ناراحتی نمی توانست قامت خود را مستقیم نگه دارد. در باره حضرت فاطمه در دوره پس از رحلت  پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که:‌«  أَنَّهَا مَا زَالَتْ بَعْدَ أَبِیهَا مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ نَاحِلَةَ الْجِسْمِ مُنَهَّدَةَ الرُّكنِ » به تحقیق که وی پس از درگذشت پدرش، همواره جامه عزا بر تن داشت با پیکری نحیف و قامتی خمیده.

با وجود همه این مشکلات، سخنان و برخوردهای سیاسی حضرت زهرا(س)از لحظه رحلت پیامبر تا هنگام رحلت خود ایشان بسیار مهم و خارق العاده و تاریخ ساز است.

من در اینجا یکی از اقدامات سیاسی حضرت زهرا(س) را به عنوان نمونه برایتان نقل می کنم. مطلبی را که برایتان نقل می کنم، هم در کتاب های شیعه و هم در کتاب های اهل سنت، نقل شده است. من آن را از یکی از کتاب های اهل سنت برایتان نقل می کنم.

محمود عقاد در کتاب عبقریه الامام خود از کتاب بلاغات النساء نوشته احمد بن طاهر چنین نقل می کند:

مزرعه فدک در دوره حضرت پیامبر در اختیار حضرت زهرا(س) بود. نمایندگان ایشان مزرعه فدک را اداره می کردند. پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) حکومت وقت تصمیم گرفت فدک را از حضرت زهرا(س) پس بگیرد.

وقتی حضرت فاطمه از این تصمیم حکومت اطلاع یافت، لباسش را پوشید. چادر خود را به سر کرد و همراه با فرزندانش به طرف مسجد حرکت نمود. راه رفتن و حرکات فاطمه زهرا(س) یادآور پیامبر اکرم (ص) بود. گویی پیامبر اکرم (ص) با لباس بلند خویش راه افتاده و به سوی مسجد آمده است.

هنگامی که حضرت زهرا(س) وارد مسجد شد، همه مردم متوجه ورود ایشان شدند و سکوت نمودند. حضرت فاطمه یک نفس عمیق و آه سرد از ته دل کشید. صدای این نفس عمیق و آه سرد به گوش مردم رسید. مجلس با شنیدن این آه سرد، از جای کنده شد. از شدت گریه مردم، غوغا برپا شد. حضرت زهرا(س) مهلت دادند تا مردم آرام گرفتند. آنگاه ایشان پس از حمد و ثنای الهی چنین گفتند:

«لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رءوف رحیم»{هرآینه پیامبری از خود شما بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج می دهد، بر او گران می آید. سخت به شما دلبسته است و با مومنان رئوف و مهربان است.}

قبل از آنکه بقیه این سخنرانی را برایتان بخوانم، به اهمیت و سند این سخنرانی اشاره می کنم. فردی به نام ابوالفضل نقل می کند که خدمت زید بن علی(ع)(زید پسر امام سجاد(ع) و نوه امام حسین(ع) است)رسیدم و به ایشان عرض کردم: من شنیده ام که داستان حضرت زهرا(س) جعلی(ع) است و شخصی به نام ابوالعینا این خطبه را درست کرده است. زید فرمود: من این خطبه را از پدرم امام سجاد(ع) شنیده ام و او نیز آن را از پدرش امام حسین(ع) نقل می کرد. امام حسین (ع)‌ نیز هم خودش در حین ایراد آن خطبه در انجا حاضر بوده است و هم آن را از حضرت زهرا(س)نقل می کرد.

سپس زید گفت:‌همه بزرگان آل ابی طالب،‌این خطبه حضرت زهرا(س) را از حفظ کرده اند و این خطبه از جمله مسائلی است که بزرگان آل ابی طالب و دوستان ما، هر نسلی به نسل بعد از خود یاد می دهد و ما این خطبه را سینه به سینه منتقل می کنیم و به فرزندان خود یاد می دهیم تا مبادا این خطبه و جریان آن، به فراموشی سپرده شود و وقتی این خطبه در میان خاندان ابوطالب تمرین می شد، هنوز فردی به نام ابوالعینا متولد نشده بود.

همچنین فردی به نام حسن بن الوان از عطیه نقل می کند که او گفته است:‌من از عبدالله بن حسن بن علی(ع) بن ابی طالب مشهور به عبدالله محض پرسیدم:‌آیا انتساب این خطبه به حضرت زهرا(س) درست است؟ عبدالله فرمود: آری. من این خطبه را از پدرم امام حسن و او از مادرش فاطمه زهرا(س) نقل می کرد و همه ما این سخنرانی را از حفظ هستیم.

مسلمانان روی این خطبه بسیار حساسیت داشته اند. عده ای می گفته اند: این خطبه توسط ابوالعینا جعل شده است. خاندان رسول الله (ص)و فرزندان حضرت علی(ع) نیز با تمام توان تلاش می کرده اند تا این خطبه را حفظ نمایند و آل ابوطالب موظف بوده اند که جمله به جمله این خطبه را حفظ کنند. آیا اگر این خطبه بیانگر یک مسئله عادی و مصیبت و غم و غصه یک خانم پدر مرده بود، باز

هم این همه اهمیت و حساسیت داشت که این همه آدم آن را از حفظ کنند؟! از اینجا فهمیده می شود که این خطبه در بردارنده پیام مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

این خطبه بسیار مفصل است. کتابهای بسیار زیادی هم آن را نقل کرده اند. در کتاب ناسخ التواریخ نیز ترجمه فارسی آن ذکر شده است. من ابتداقصد داشتم همه این خطبه را برایتان بخوانم. بعد دیدم بسیار مفصل است. بنا بر این تنها ترجمه قسمتی از آن را برایتان می خوانم. خطبه چنین است:‌

«... سپاس و ستایش مخصوص خداوند است در برابر نعمت های او. تعریف و تمجید، او راست در مقابل داده های او. نعمت های فراوان و جهان شمول خداوند که بر آن دست یازید، از شمارش بیرون است و دوام آن از درک فکرها والاتر...» هرکدام از این جملات، یک عالم معنا دارد. تا به حال تعدادی کتاب سیصد و چهارصد صفحه ای در شرح و تفسیر این خطبه نوشته شده است. حضرت در ادامه خطبه، مردم را به شکر و سپاس دعوت فرموده تا موجب کثرت و ازدیاد نعمت گردد و فرمود: « گواهی می دهم او تنهاست. مرز ندارد. حد ندارد. شریک ندارد. همتا ندارد. ضد و ناساز ندارد... کلمه ای است که حقیقت اخلاص را به وحدت تاویل می کند. دل ها را با وحدانیت پیوند می زند. نعمت فکر و اندیشه را به انسان عطا فرمود تا به وسیله آن، چیزهایی را که با چشم نمی توان دید و نمی توان به بیان آورد و چگونگی آنها در وهم نیز نمی گنجد، درک کند.

جهان را از هیچ ساخت و بدون استفاده از هیچ ماده، طرح یا الگو یا مشاور و یا شریکی، طرح جهان را ریخت. بدون آنکه نیازی به آن داشته باشد یا بخواهد فایده ای از آن ببرد. خواست که دیگران حکمت بالغه او را درک کنند و از باب روشن بینی، او را اطاعت کنند و در برابر عظمت قدرت او سر تسلیم فرود آورند و ره بندگی پیش گیرند تا به حد کمال برسند.»

یکی از پیچیده ترین مسایل فیزیک که حضرت در این خطبه به آن اشاره کرده اند، این است که مواد از چه چیزی ساخته شده است. در فیزیک گفته می شود که مواد از ذرات بنیادی ساخته شده اند؛ اما علم فیزیک هنوز خود نمی داند که ذرات از چه چیزی ساخته شده اند.

بعضی از جملات این سخنرانی، در اوج قله معرفت و شناخت قرار دارند. در قلمرو معرفت شناسی، ما در هزار و چهارصد سال اخیر، نظیر این جملات را سراغ نداریم. بنابراین یک خانم خانه دار معمولی با مشکلات و محدودیت هایی که به آن اشاره شد، نمی تواند چنین جملاتی را بر زبان آورد؛ بلکه این جملات نشان دهنده عظمت مقام معنوای و سیاسی حضرت فاطمه است.

فردی داستانی از کرامت های حضرت زهرا(س) برایم نقل کرد که من نیز آن را برای شما نقل می کنم. او می گفت: در نجف، یکی از سخنرانان خطبه حضرت زهرا(س) را از حفظ کرده بود و در مجالس با ارائه این خطبه و شرح آن، غوغا برپا می کرد و مردم ، بسیار جذب سخنرانی او می شدند.

روزی این سخنران در مجلسی که من حضور داشتم، داشت این خطبه را با حرارت تمام میخواند. شخصی در کنار من نشسته بود  که از نظر علمی، اهل فضل بود اما ایمانش ضعیف بود. آن فردی که ایمانش ضعیف بود، آهسته در گوش من گفت:‌این خطبه آن قدر اهمیت ندارد که این سخنران آن قدر بر آن تاکید می کند؛ زیرا این حرف، حرف های حضرت زهرا(س) نیست. چون یک زن خانه دار نمی تواند این گونه صحبت کند. این حرف را حضرت علی(ع) نوشته است و به حضرت فاطمه داده است. هنر حضرت فاطمه تنها آن بوده که این جملات را از روی نوشته، خوانده است. در این هنگام سخنران بقیه خطبه را فراموش کرد و این جمله از آخر جریان سخنرانی حضرت زهرا(س) را خواند: «وقال ملعون انها معلمه»؛ یعنی فرد ملعونی که در مسجد حاضر بود، پس از تمام شدن سخنرانی حضرت زهرا(س) به ایشان عرض کرد: این حرف ها، مال خودت نیست. تو نمی توانی این گونه حرف بزنی. این حرف ها را به تو یاد داده اند که اینجا برزبان بیاوری.

حضرت زهرا(س) در این سخنرانی، از خداشناسی شروع کرده و سپس به قرآن و تاریخ اجتماع پرداخته و تاریخ عرب قبل از اسلام و دستاوردهای بعثت رسول الله را بیان نموده و فرموده است:‌ای مردم! این شما و این امر و نهی خدا،این شما و این دین و وحی خدا، شما نسل اولیه هستید و تابعین و دیگران، پیروان شما خواهند بود. این مردم! کتاب ناطق و صادق خدا، نور ساطع و درخشنده خداوند در میان شما است. دلیل هایش منطقی، محتوایش روشن، راهنمایی اش بدون شک و وسوسه، هدف هایش به روشنی بیان شده و پیروی از او موجب دست یافتن به سعادت و بهشت ابدی است. سپس حضرت زهرا(س) به رحلت پیامبر و مسائل بعد از آن پرداخته و فرموده است:‌«مردم! بدانید که توطئه ای در کار است»‌و چنان آن توطئه را تشریح کرده که من گمان نمی کنم هیچ کس دیگری آن توطئه را به این خوبی تشریح کرده باشد. با اجازه شما، به دلیل تمام شدن وقت، من دیگر به این قسمت از خطبه نمی پردازم. عقاد می گوید: حضرت زهرا(س) بعد از تمام شدن صحبتش، رو به قبر پیامبر کرد و فرمود: « قد کان بعدک أنباء و هنبثة لو کنت شاهدها لم تکثر الخطب‏25 2-إنا فقدناک فقد الارض و أبلها و أختل قومک فاشهذهم » {پس از درگذشت تو، رخدادها و هیاهوها برپا شد. اگر تو حضور داشتی، مصیبت چنین نمی شد. ما همچون زمینی که باران سیراب کننده ای را از دست می دهد، تو را از دست دادیم و قوم تو پراکنده شدند.پس بر  آنان گواه باش. 

لازم به ذكر است اين سخنراني در جمعه يكم آذر۱۳۷۰ در خطبه اول نماز جمعه تهران ايراد شد. 



بازگشت           چاپ چاپ