English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  فناوری اطلاعات|  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دپارتمان ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجويي و فرهنگي
رويدادها

عنوان : نشست علمی« كاربرد حیله در نظام سازی از دیدگاه اسلام» با سخنرانی دكترناصر الهی برگزار شد.
کد خبر : ۱۷۸۵
تاريخ :
 ۱۳۹۷/۱۲/۲۲ 
ساعت : ۱۵:۴۴:۴۲
به گزارش روابط عمومي دانشگاه مفيد، به همت مركز مطالعات اقتصادي دانشگاه نشست علمي با عنوان «كاربرد حيله در نظام سازي از ديدگاه اسلام» با حضور اعضاي هيات علمي دپارتمان اقتصاد و دانشجويان با ارائه دكتر ناصر الهي عضو هيأت علمي دانشگاه مفيد روز سه شنبه بيست و يكم اسفند ماه سال جاري برگزار گرديد. 


دكتر الهي عضو هيات علمي دپارتمان اقتصاد دانشگاه مفيد در ابتدا به بحث نظام سازي پرداختند كه آيا نظام سازي مشروعيت دارد يا خير؟ و اگر مشروعيت داشته باشد آيا امكانپذير هست يا امكانپذير نيست؟ و ديدگاه مطرح شده در اين زمينه را بيان نمودند. ايشان بيان داشتند:

ديدگاه هاي متفاوتي در اين زمينه وجود دارد، يك ديدگاه، ديدگاه افلاطوني-دكارتي مي باشد كه بدين صورت است كه افلاطون يك نگاه شبيه فرشتگان دارد و معتقد است كه خوب بود خداوند انسان را نمي آفريد و اگر انسان را بيافريند بخاطر اينكه وقتي خصلت و عنصر اختيارمندي را ما وارد كنيم براي يك موجود، طبيعتا قابليت فساد كردن را دارد و بهرحال قابليت ويرانگري خواهد داشت، فرشتگان تمايل داشتند همچين موجودي پديدار نشود و افلاطون مي بيند كه همچين موجودي پديدار شده است و ديگر راهي نيست بايد به نحوي جبران نمايد و ازين جهت مي خواهد قشري از انسان ها كه روحشان و خونشان از طلا ساخته شده است، عنصر اصلي ذات آنها از طلا ساخته شده است و اين ها خيلي نادر الوجود مي باشند آن ها زمام امور را  در مدينه فاضله اي كه افلاطون ترسيم مي كند در دست گيرند و افرادي كه ذاتشان از نقره است و اين ها مي فهمند كه بايد خوبي ها گسترش پيدا كند بايد به كمك اين افراد بشتابند تا بتوانند آن قشر وسيعي كه از مفرغ و آهن و كالاهاي ديگر (عناصر پست) ساخته شدند بتوانند آن ها را مديريت كنند و نگذارند فساد افزايش يابد. پس يك روحيه قيمومتي بر كل جامعه تجويز مي كند كه اين حالت بايد به وجود بيايد و نگذاريم كارها به نادرستي پيش رود.

 در واقع افلاطون از ابتدا به دنبال اين بوده است كه جامعه را ريل گذاري كند و به مقصد رساند و جامعه منحرف نشود. نظر دكارت هم شبيه افلاطون مي باشد اما نه با آن منطق، با منطق ديگري معتقد است كه بايد جمهوري نخبگان به وجود بيايد و نخبگان بايد نهادهايي را طراحي كنند كه اين نهادها بتوانند كژتابي ها را از بين ببرد و نگذارد مشكلات به وجود است كه در واقع اتفاقاتي كه در نيمه هاي قرن بيستم اتفاق مي افتد براي ايجاد نهادهاي بين المللي همه به نحوي تحت تاثير تفكر دكارت بوده است كه فكر و تدبيري بينديشيم. اين نگاه نظام سازي را تجويز مي كند ولي اينكه آيا نظام سازي مشروعيت دارد يا خير؟ با فرهنگ اسلامي ما شايد مطابقت نداشته باشد چون خداوند مي خواهند كه اين انسان و جامعه با آن اختيارمند خودش به پيش رود.

در مورد امكانپذيري نظام سازي، دكارت معتقد بود كه امكانپذير است و بايد انجام شود. در مقابل دكارت هايك معتقد است كه به هيچ وجه اين نهادهايي كه خودسامان نيستند، هر نهادي كه خودسامان نباشد نمي تواند در جامعه پديدار شود بنابراين حتما بايد خودجوش باشد. اما نگاه سنتزگونه اي ويليامسون دارد كه معتقد است نهادهايي كه خيلي بنيادين هستند حركت هاي آنها به صورت خودجوش انجام مي شود اما هرچه به لايه هاي رويين مي رسيم به هر تعبيري چون گاهي اوقات اين هرم را برعكس در نظر مي گيرند، آنجا رخصت نخبگان و مانور آنها خيلي زيادتر است و مي توان كارهاي بيشتري را انجام داد. بنابراين نه آنچنان امكانپذيري را مي توان دريافت كرد و نه بي تفاوتي را. اسلام معتقد است كه ما نبايد بي تفاوت باشيم و معتقد است كه بايد ما براي تغيير وضعيت اقدام نماييم ولي تغيير وضعيتي كه توسط خود مردم صورت گيرد. اگر ما بپذيريم جداي از وظيفه ي دعوت و فراخواني و واگذاري كار به نيروهاي اختيارمند جامعه، خود ما بايد تلاشي را انجام دهيم. 



عضو هيات علمي دپارتمان اقتصاد در ادامه به عناصر و مولفه هاي حيله پرداختند. ايشان عنوان داشتند كه حيله از نظر لغوي از حول گرفته مي شود و در آن عنصر تحول، دگرگوني و تغيير وجود دارد. ما مي خواهيم تدبيري بينديشيم كه يك دگرگوني پديد آيد و در آن عنصري از مهارت و چيره دستي تدبير و سامان دادن كارها هست و در تعريف حيله همين حالت هست. اما اينكه كاري كنيم كه رازآلودي فرد را در مخمصه قرار دهد يا نه، اين هم در معناي عرفي اش و هم در معناي لغوي به صورت حقيقي و وضع شده نيست اما عملا به صورت عرفي به اين استعمال مي رسيم كه حيله را  در جايي بكار مي گيريم كه در آن پوشيدگي ها و غموضي هم وجود دارد. تعريف مصدري حيله يعني چاره جويي كردن و راه چاره را پيدا كردن. اما حيله تعريف اسمي هم دارد كه پكيج سياستي كه فراهم مي شود و ما مي توانيم آن پكيج را به كار بگيريم و از بحران عبور كنيم. اما از نظر كاربردي ما گستره هاي متداخل متعددي داريم، يك گستره ي خيلي اعم داريم كه كاري نداريم در آن نكوهيدگي يا ستودگي وجود دارد يا خير؟يا ما حيله را فقط به جنبه منفي نگاه مي كنيم يا جنبه ي مثبت؟ پوشيدگي يا ناآشكاري در آن وجود دارد يا نه؟ در هرحال هر سببي كه ما را به مسبب خودش برساند ما اسم آن را حيله مي گذاريم. اين يك كاربرد خيلي عام و گستردس، هيچ قيدي در اينجا مشخص نيست. كاربرد دوم اين است كه حتما بايد عنصر پوشيدگي هم در آن وجود داشته باشد و حتما بايد جنبه هاي مخفي داشته باشد كه اسم آن را حيله بگذاريم. گستره ي سوم كاربردي اين است كه حتما بايد يك جنبه نكوهيدگي داشته باشد و حتما بايد مذموم باشد چه از نظر شرعي چه از نظر عقلي. معناي كاربردي چهارمي كه وجود دارد اين است كه ما كاري به عقل نداريم، از نظر شرع بايد  در آن كامل اين حالت نكوهيدگي وجود داشته باشد. حيله به اين معناست كه ما دنبال راهي باشيم كه حرام ها را حلال كرد و واجب ها را ساقط كرد، حيله به اين معنا كاربرد دارد. البته معناي پنجمي هم وجود دارد كه در اين خصوص كتابي تحت عنوان حيله هاي شرعي ناسازگار با فلسفه فقه تاليف آقاي محمد وهاب بحيري و ترجمه آقاي صابري وجود دارد. ما مي توانيم حيله را به دوصورت به كار ببريم: حيله قانوني و حيله شرعي. حيله قانوني يعني اگر فرد متشرعي باشد و بداند از لحاظ شرع مشكلي ندارد و فقط از لحاظ قانون بايد كاري كنيم كه گريز پيدا كنيم از محدوديت هاي قانوني مورد نظر، اينجا طبيعتا مشكلي نيست و مشروعيت دارد و چه بسا وجوب هم پيدا مي كند. 



 دكتر الهي در ادامه به بيان حيله ها در سيره انبيا و شبيه سازي هايي كه از حيله هاي انبيا داشتند و از مراجع عظام استفتا نموده بودند پرداختند. ايشان در پايان بيان نمودند كه نظام سازي كلا مشروع نمي باشد، اما اگر بخواهيم به فرض آن را مشروع و امكانپذير بدانيم(در چارچوب ديدگاه افلاطون و دكارت كه نظام سازي هم مشروعيت دارد و هم امكانپذير است)، انتظار تحقق حكمت هاي مندرج در وضع احكام در نظام هاي مبتني بر فقهي كه  بر مدار معزريت و حجيت شكل گرفته است مقدور نمي باشد. انتظار تحقق حكمت هاي مندرج در وضع احكام در نظام هاي مبتني بر تحليل سيستمي، گرچه معقول مي باشد اما پايدار نمي باشد، چون اين نظام يك نظام قصري است، اختيارمند نيست و تحميل شده است با يك نگاه قيموميتي هست. در چارچوب نگاه متعهدانه و اختيارمندانه مبتني بر دعوت انتظار تحقق حكمت هاي مندرج در وضع احكام معقول و پايدار مي باشد.  

در ادامه نشست ساير اعضاي هيات علمي دپارتمان اقتصاد و حضار، نقطه نظرات و ديدگاه هاي خود در خصوص« كاربرد حيله در نظام سازي از ديدگاه اسلام » مطرح نموده و ديدگاه مطرح شده توسط دكترالهي  به موضوع مورد اشاره را مورد نقد و بررسي قرار دادند.


بازگشت           چاپ چاپ         
 
All Content by Mofid University is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License