English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  فناوری اطلاعات|  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دانشكده ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجویان
رويدادها

عنوان : گزارش تفصیلی نشست علمی «خوانش جایگاه بیت المال در اندیشه و كُنش امیرالمؤمنین(ع)» با ارائه دكتر سید ابوالفضل موسویان مدیر گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مفید
کد خبر : ۱۷۰۳
تاريخ :
 ۱۳۹۷/۰۸/۱۵ 
ساعت : ۹:۴۱:۱۹

به گزارش روابط عمومي دانشگاه مفيد، نشست علمي «خوانش جايگاه بيت المال در انديشه و كُنش اميرالمؤمنين(ع)» روز دوشنبه 14 آبان ماه 1397  با ارائه دكتر سيد ابوالفضل موسويان عضو هيئت علمي دانشگاه مفيد در سالن انديشه پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، برگزار گرديد. اين نشست علمي، پنجمين نشست از سلسله نشست هاي ماهانه بود كه پيرو تفاهم نامه مشترك بين معاونت پژوهشي دانشگاه مفيد، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي و مركز تحقيقات امام علي (ع) برگزار گرديد.




 دكتر موسويان در اين سخنراني به بحث در مورد روش و برخوردي كه اميرالمؤمنين (ع) با بيت المال داشتند، پرداخته و در اين رابطه بيان داشتند كه با توجه به اين­كه بيت المال از اهميت ويژاي برخوردار است، شايد از اولين نكاتي كه امير المؤمنين(ع) بعد از به حكومت رسيدن مطرح نمودند، مربوط به بيت المال بود. ايشان افزودند، عمده ترين مسأله اي كه در دوره ­ي خليفه سوم به وجود آمد و منجر به شورش و قيام عليه خليفه و نهايتا كشته شدن وي گرديد، مباحث مربوط به  اموال عمومي و بيت المال بود. حضرت علي(ع) در خطبه شقشقيه وقتي وضعيت خلفاي قبل از خودشان را مطرح مي­كنند، وقتي  به خليفه ­ي سوم مي­رسند، مي فرمايند عثمان  و خاندانش يعني بني اميه، وقتي روي كار آمدند مال خدا را با ولع خورند. حضرت اين اقدام آن­ها را به شتري تشبيه مي­كند كه در بهار علف هاي بهاري كه تازه هستند با آب مي­خورد و مي­فرمايند اين­ها هم اين اموال را به اين شكل به غارت بردند و چپاول كردند.

عضو هيئت علمي دانشگاه مفيد در مورد اين­كه چرا اين وضعيت به اين­جا رسيد، مروري بر دوره هاي قبل از پيامبر(ص) نموده و بيان داشتند: در زمان پيامبر (ص) اموال عمومي و بيت المال به طور مساوي بين مردم تقسيم مي ­شد. البته در زمان ابوبكر هم همين­طور بود. اما در زمان عمر، ايشان در تقسيم بيت المال بين افراد مختلف، تمايزاتي قائل گرديد. براي مثال كساني كه سابقه ي بيشتري در اسلام داشتند يا مثلا كساني كه  قبل از بدر ايمان آورده اند يا بعد از بدر، كساني كه قبل از جنگ خندق ايمان آورده اند يا كساني كه بعد از جنگ خندق ايمان آورده اند، كساني كه بعد از فتح  مكه ايمان آورند يا قبل از آن ايمان آورده اند. حتي تمايز قبايل هم مطرح شد. مثلا قبيله قريش امتياز ويژه ­اي داشت. اين اختلافات بين افراد در تقسيم بيت المال موجب مي­شد كه به عده ­اي امتيازاتي داده شود. يعني كساني بودند كه چندين هزار دينار دريافتي از بيت المال داشتند، در حالي كه در همان زمان به بعضي ها چند درهم از بيت المال مي­ رسيد.. در خراج ابويوسف از قول خليفه دوم نقل شده است كه اگر من سال ديگرهم باشم و قرار باشد تقسيمات بيت المال را انجام دهم، همه را برابر قرار مي­دهم و همه را به يك چشم خواهم ديد. اما اين اتفاق نمي افتد و سال بعد خليفه از دنيا مي­رود. چه بسا يكي از دلايلي كه در قتل خليفه نقش داشته است اين بوده كه خليفه مي­خواسته تفاوت ها را از بين ببرد .



مدير گروه الهيات دانشگاه مفيد ادامه دادند: احتمال اين­كه  اختلاف خليفه با معاويه و ناراحتي او از ثروت اندوزي معاويه و اين­كه مي­خوسته معاويه را عزل كند هم در كشته شدن خليفه نقش داشته است. بنابراين كساني كه در اين فاصله از بيت المال ثروت هاي بسياري بدست‌آوردند، اين تفاوت بين رقم دريافتي ها موجب مي­شد كه اين افراد براي حفظ اين درآمدها انگيزه هر اقدامي داشته باشند و لذا به نظر مي­رسد كه اين ها دركشتن عمر نقش داشته و بي تاثير نبوده است. اميرالمؤمنين (ع) كه روي كار آمدند فرمودند بايد بيت المال به طور مساوي بين مردم تقسيم گردد.

دكتر موسويان در ادامه سوالي را مطرح نمودند با اين عنوان كه اساسا آيا بيت المال مال الله است يا مال الناس؟ ايشان دليل طرح اين سوال را اينگونه بيان كردند كه وقتي بگوييم مال الله است، حاكم نماينده خدا مي­شود و هر طور دلش بخواهد عمل مي­كند. اما اگر مال الناس گفتيم، اينجا ديگر نمي توانيم هر طور دلمان خواست عمل كنيم. در كلام اميرالمؤمنين (ع) به هر دو اشاره شده و اين نشان مي­دهد كه اميرالمؤمنين مال الناس و مال الله را يكي مي­دانستند.

عضو هيات علمي دانشگاه مفيد گفتند: اين­طور نبوده كه اختيار بيت المال چون مال الله است دست حاكم باشد و وي هر طور بخواهد عمل كند و اگر مال مردم شد متفاوت مي­شود. با اين­كه  اميرالمو
ٔمنين (ع) در جاهاي مختلف از اين مال به عنوان مال الله ياد كرده اند اما در عين حال هيچ اختياري در مورد تقسيم اموال  براي خودشان قائل نبوده اند. به عبارتي مي­توان گفت مال الله و مال الناس يكي است. همان­طور كه سبيل الله وسبيل ­الناس يكي است و سبيل الله شامل هر كار عمومي عام المنفعه مي­گردد. حضرت در خطبه 126 مي­فرمايند اين مال، مال خداست. اما در جاهاي ديگر همين مال را به نحوي مال مردم مي­دانند و هرچند در اختيار حاكم است اما هيچ اختياري از آن ندارد. مثلا در خطبه 232 مي­فرمايند مال شخصي ما نيست بلكه اين فيء است كه مال همه مردم است. اما وقتي نزديكان حضرت خدمت ايشان مي­رسند، متوجه هستند كه اين نوع رفتارحضرت در مورد تقسيم بيت المال در آينده براي ايشان مشكل ساز مي گردد. اين­ها كه نگران حكومت اميرالمؤ
منين (ع) هستند، به حضرت توصيه مي­كنند كه به اشراف بيشتر برسند. حضرت  مي فرمايند واي برشما آيا به من دستور ميدهيد كه من پيروزي را با ظلم و ستم به ديگران بدست آورم؟ اگر اين مال مال خودم هم بود بين افراد به طور مساوي تقسيم مي­كردم.



نكته آخري كه دكتر موسويان به آن اشاره نمودند اين بود كه بعضي ها وقتي حكومت به دستشان مي افتد فكر مي­كنند بايد اموال را ببرند و چپاول كنند كه قرآن از اين افراد به عنوان بدترين انسان ها ياد مي كند كه اين اموال را اين­گونه تصرف مي­كنند و در جاي ديگر در مورد فرعون مي­گويد فرعون قوم خودش را دسته دسته كرد و يك دسته را تضعيف نمود، براي اين بود اين افراد در خدمت بقيه قرار گيرند و محتاج باشند و براي احتياج هر كاري كه ديگران خواستند انجام دهند. پس بنابراين يكي از كارهايي كه حكومت هاي باطل انجام مي­دهند اين است كه اين اختلاف ­ها را در جامعه ايجاد كنند تا توسط اين قشر ضعيف به خواسته هاي خود برسند. اين نيت آن هاست كه قرآن هم از آن به بدي  ياد مي­كند. اما مسأله ديگري كه هست اين است كه معمولا اين جريان اگر ادامه يابد سر از شورش در مي آورد. مثلا  در دوره­ بني اميه، اين روش نهايتا به شورش مردمي و كشته شدن خليفه منجر گرديد. اگر كاري كه پيامبر در مورد بيت المال انجام دادند، پس از ايشان ادامه يافته بود هيچ مشكلي براي اميرالمؤمنين (ع) پيش نمي آمد. مشكل از زماني پيش آمد كه فرهنگ جامعه به تدريج عوض شد. افرادي مثل طلحه و زبير با اين فساد اقتصادي به انحراف كشيده شدند و بهترين خانه ها را اين­ها در كوفه بنا كردند. بنابراين چون نمي توانستند تحمل كنند كه حضرت امير (ع) بين افراد تساوي قايل گردد و اگر مردم اين را مي دانستند پشت سر اين­ها راه نمي­ افتادند.  هرچند حضرت امير (ع) بارها گفتند اما صدايايشان) آن­موقع به اين افراد نمي­رسيد.

در پايان اين نشست، حاضرين به بحث و تبادل نظر در اين زمينه پرداختند و پرسش و پاسخ
­هايي در رابطه با موضوع بحث صورت گرفت.






بازگشت           چاپ چاپ