English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  فناوری اطلاعات|  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دپارتمان ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجويي و فرهنگي
رويدادها

عنوان : نشست علمی «حقوق انسان ها، بخش گوهرین فلسفه بعثت انبیاء» توسط مركز مطالعات حقوق بشر در دانشگاه مفید برگزار شد.
کد خبر : ۱۶۴۸
تاريخ :
 ۱۳۹۷/۰۲/۳۱ 
ساعت : ۱۵:۴:۴۵
به گزارش روابط عمومی دانشگاه مفید، نشست علمی «حقوق انسان ها، بخش گوهرین فلسفه بعثت انبیاء» روز سه شنبه 15 اسفند ۱۳۹۶ توسط مرکز مطالعات حقوق بشر دانشگاه مفید و با حضور جناب آقای دکتر عبدالرّحیم سلیمانی، عضو هیأت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه مفید، در تالار گفتگوی این دانشگاه برگزار شد. 



دکتر سلیمانی در ابتدای این نشست علمی اظهار داشتند: 
بحث ما در رابطه با ربط و نسبت فلسفۀ بعثت انبیاء (علیهم السلام) و حقوق بشر است و دو کلید واژه داریم که قبل از ورود به بحث باید مقصودمان را از آنها روشن کنیم. یکی «فلسفه بعثت انبیاء» است که مقصود ما از آن، هدف گوهرین و هدف اصلی است نه اهداف فرعی بعثت. توضیح آنکه بعثت انبیاء فوایدی برای بشر داشته است که پرشمار است و ما نمی خواهیم همه آنها را بیان کنیم، ولی یک هدف اصلی وجود دارد که اگر انبیاء به آن هدف نرسیده باشند، پروژه بعثت انبیاء ناتمام مانده است. عالمان علوم مختلف، از منظرهای مختلفی به این مسئله پرداخته اند و در پی جواب به این پرسش برآمده اند. متکلمان از یک منظر، فیلسوفان از یک منظر و عارفان از منظری دیگر که هر کدام بحث دارند که بالأخره پیامبران را خداوند برای چه مبعوث کرد و هدف اصلی چه بود؟ یعنی ما هدف اصلی بعثت انبیاء را چه قرار بدهیم که با مشکل روبرو نشویم؟ 
اما مقصودم از «حقوق بشر» آن چیزی نیست که امروز در عصر جدید یا در غرب جدید، به آن حقوق بشر گفته میشود. یعنی مقصودم نظام جدید حقوق بشر قطعاً نیست. یعنی نمیخواهم بگویم که نظام جدید حقوق بشر، همان فلسفۀ بعثت انبیا بوده است. اگر برای عنوان بحث به جای «حقوق انسان ها» میخواستم بگویم «حقّ النّاس» که از ادبیات دینی استفاده کرده باشم، آن وقت بایستی به فارسی ترجمه می کردم و ترجمه فارسی حق الناس می شود «حق مردم» و حق مردم در ادبیات روزمره ما، در مقابل حکومت قرار می گیرد. درحالیکه این را نمی خواستم بگویم که حق مردم در مقابل حکومت است کما اینکه در گفتمان جدید حقوق بشر، وقتی می گویند حقوق بشر، مقصودشان حقوقی است که حکومت ها باید رعایت کنند و من مقصودم این نیست. من مقصودم از حقوق بشر، حقوق انسانهاست و به تعبیر دقیق تر این را می خواهم بگویم که رعایت حقوق انسان ها، بخش گوهرین فلسفه بعثت انبیاست. 
عضو هیات علمی دانشگاه مفید افزودند: سوال اصلی من در این بحث این است که رعایت حقوق دیگر انسانها، در فلسفۀ بعثت انبیاء چه جایگاهی دارد؟ 
فرضیه من این است که رعایت حقوق انسان ها، بخش گوهرین فلسفه بعثت انبیاست و منظورم از بخش گوهرین و بخش اصلی این است که فلسفۀ بعثت انبیا بخشهای دیگری هم دارد و من نمیخواهم که فلسفه بعثت انبیاء را در رعایت حقوق انسانها منحصر کنم ، به همین دلیل در انتخاب عنوان بحث از «بخش گوهرین» استفاده کردم. 
دکتر سلیمانی بیان داشتند: همانطور که اشاره کردم در بین علمای علوم مختلف در رابطه با فلسفه بعثت انبیا و هدف اصلی بعثت انبیا بحث هایی شده است. در بین فلاسفه مسلمان، افرادی مانند فارابی، ابن سینا، ملاصدرا، حاج ملا هادی سبزواری تا می رسد به علامه طباطبایی نیز این بحث مطرح شده است که فلسفه بعثت انبیا چه بوده است؟ اینان حرف اصلی شان این است: از آنجا که انسان مدنی بالطبع، مدنی بالاضطرار و اجتماعی است. پس وقتی میخواهد که اجتماعی زندگی کند نیاز به قانون و مقررات دارد و از آنجا که به دلیل عدم احاطه علمی و ذی نفع بودن، ناتوان از قانونگذاری است، در نتیجه پیامبران آمده اند تا برای بشر قانون بیاورند. این فلاسفه میگویند از آنجا که خود بشر نمیتواند قانون و مقررات برای خودش وضع کند، پس یک منبعی برای قانون گذاری احتیاج دارد که اولاً احاطه علمی داشته باشد و دوماً ذی نفع هم نباشد. فلاسفه می گویند آن منبع خداست که از طریق پیامبرانش این قانون را برای بشر فرستاده است. بر اساس این سخن فلاسفه، اگر قانون را مساوی با شریعت بگیریم، کار اصلی پیامبران و بخش گوهرین فلسفۀ بعثت انبیاء، «آوردن شریعت» بوده است.
دکتر سلیمانی با نقد نظر فلاسفه اسلامی گفتند: اگر با فلاسفه اسلامی همسو شویم و کار اصلی پیامبران را آوردن شریعت بدانیم با اشکالات مختلفی رو به رو می شویم از جمله اینکه برخی از انبیاء را داریم که شریعت آنها مدت زمانِ بسیار کوتاهی، در دامنه بسیار محدودی و برای تعداد اندکی از انسان ها اجرا شده است یا مانند شریعت حضرت عیسی (ع) در بعد اجتماعی نه تنها اصلاً اجرا نشده است بلکه بعد از حضرت عیسی (ع) این شریعت برداشته شده است و از دین، کم و حذف شده است. مشکل دیگر این است که پروژه بعثت انبیاء ختم شده و پیامبر خاتم (ص) آمده است ولی ما میبینیم که در جهان این شریعت حاکم نشده است و تنها در بخش کوچکی حاکم شده آن هم نه به صورت کامل. اشکال بعدی این است که در فواصل بین انبیاء باز می بینیم جاهایی بوده است که شریعت دراجتماع حاکم نشده است. اگر این قول فلاسفه را بپذیریم، پرسیده می شود که کارکرد پروژه بعثت انبیاء چه بوده است؟ 
استاد حقوق بشر دانشگاه مفید افزودند: مرحوم علامه طباطبایی (ره) تقریباً نقطه عطفی در این قضیه شدهاند. ایشان می فرمایند که هر چند کشورهایی داریم در غرب جدید که قانون وضع کرده اند و کشورشان را هم درست اداره می کنند و با مشکلی هم روبرو نشده اند( ظاهراً ایشان سوئیس را مثال می زنند) اما اینکه بشر در یک نقطه از جهان برای خودش توانسته است قانونگذاری کند، نتیجه اش این نمی شود که همه بشر در طول تاریخ می توانسته برای خودش قانونگذار خوبی باشد. نکته دوم که شاید مهمتر و کلیدی تر باشد این است که علامه می فرماید که این قانونی که برای آنجا وضع کرده اند فقط برای اداره اجتماع کاربرد دارد، اما قانونی که بشر نیاز دارد اعم از زندگی فردی و زندگی اجتماعی است. یعنی علامه طباطبایی در اینجا از فرمایش فلاسفه قبلی عبور می کند و می گوید که بشر، هم برای اداره اجتماع و هم برای تکامل فردی اش نیاز به قانون دارد. 
دکتر سلیمانی در بخش دیگر ای سخنان خود با اشاره به نقد شهید مطهری به اقبال لاهوری گفتند: 
اقبال لاهوری می گوید که در دورۀ قبلی زندگی بشر که «دورۀ حاکمیت غریزه» بود، لازم بود پیامبران بیایند، اما در دوره جدید که «دورۀ عقل استقرایی» است، نیاز به بعثت پیامبر جدید نیست و پیامبری باید ختم شود. یکی از اشکالاتی که شهید مطهری به اقبال لاهوری می گیرد این است که نتیجه سخن شما این می شود که ممکن است انسان به درجه ای برسد که نیاز به پیامبران نداشته باشد و در نتیجه این باعث ختم دین میشود نه ختم رسالت. 
عضو هیات علمی دانشکده فلسفه دانشگاه مفید افزوند: من یک مقاله ای در رابطه با فلسفه بعثت انبیا نوشتم و از آیات قرآنی و روایات اینگونه استفاده کردهام که کار اصلی انبیاء این نبوده است که قانون بیاورند. یعنی قانون هم آورده اند، کارهای دیگری هم انجام دادند، اما کار اصلی شان آوردن قانون نبوده است. از آیات متعددی از قرآن مجید استفاده میشود که پیامبران آمده اند که «یادآوری» کنند. آیاتی که در قرآن مجید در این رابطه آمده است آیات حصری هستند. مانند: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ» (غاشیه، 21) یا «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ» (تکویر، 27). به تعبیر مولای متقیان علی (ع) در خطبۀ اول نهج البلاغه : « لِیَستَأدُوهُم مِیثاقَ فِطرَتِهِ ... وَ یُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقول». یعنی پیامبر آمده است تا کُنهِ عقل بشر را استخراج کند و میثاق و پیمان فطرت را به انسان ها یادآوری نماید. بنابراین عرض بنده این است که فلسفۀ بعثت انبیاء، «تلنگر زدن» به عقل و فطرت بشر بوده است و کار اصلی شان این بوده است که بشر را بیدار کنند و متوجه چیزهایی نمایند.
دکتر سلیمانی گفتند: من می خواهم این نکته را عرض بکنم که مهمترین تلنگری که انبیاء به عقل و فطرت بشری زدهاند، عدالت خواهی بوده است. یعنی اینکه باید با انسان های دیگر عادلانه برخورد کنی و عادلانه رفتار کنی. عالمان ما میگویند که حُسن عدل و قُبح ظلم، ذاتیِ عقلِ بشر است و عقل بشر این را درک می کند چون مستقلات عقلیه است و وقتی می گویند مستقلات عقلیه مثالش را اینگونه می زنند که حسن عدل و قبح ظلم. یعنی میروند سراغ عدل و ظلم. البته در باب حسن و قبح ذاتی عقلی، اگر بگوییم که ما فقط با عقلمان کلیّات حسن عدل و قبح ظلم را درک می کنیم و مصادیق را درک نمی کنیم، با این سوال رو به برو می شویم که آیا خداوند به عدل دستور میدهد؟ یا هر کاری که میکند عدل است؟ مثلاً آیا خداوند به آنچه وعده داده است عمل می کند؟ یعنی نیکوکاران را به بهشت می برد و گناه کاران را به جهنم یا نه؟ می خواهم بگویم که اگر ما در کلیات عدل و ظلم ماندیم و نتوانیم که مصادیق را فهم بکنیم دینداری مان بی معنا می شود. 
عضو هیات علمی دانشگاه مفید با اشاره به حقوق بشر از دیدگاه غرب و اسلام، بیان داشتند: «حقوق بشر» در معنای جدید غربی اش، یک معنای بسیار اخصی دارد از کلمۀ «حقوق» در ادبیات اسلامی. در اینجا دو نکته وجود دارد. اولاً «حق الناس» یا حقوق انسان در اصطلاح دینی بسیار وسیعتر از حقوق بشر در اصلاح غربی است و دوماً، حق در ادبیات دینی اعم از اخلاق است که اگر بخواهم اینگونه تقسیم کنیم، باید بگوییم که در ادبیات دینی ما و در ادبیات ادیان دیگر، ما یک حقوق محصنه داریم و یک حقوق عادلانه. یعنی یک حقوقی داریم که اگر کسی آنها را رعایت کند میشود عادل و یک حقوقی داریم که اگر کسی آن را رعایت کند یک درجه از عدالت بالاتر می رود و می شود مُحسن. برای نمونه در روایتی از امام صادق (ع) در رابطه با حق مؤمن بر مؤمن آمده است که پایین ترین حق مؤمن بر برادر مؤمنش این است که آنچه را برای خودش دوست دارد برای او هم دوست داشته باشد و آنچه برای خودش دوست ندارد برای او هم دوست نداشته باشد. امام صادق (ع) در این روایت قانون زرّین و قانون سیمین اخلاق را آورده است. ما دو اصطلاح در دین داریم که در این روایت هر دو آمده است یکی «عدالت» است و دیگری «احسان». امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود علاوه بر اینکه حقوق عادلانه و حقوق محسنانه را ذکر میکنند، دایره حق را وسیعتر میکنند و از حقِّ دست، چشم، پا و همچنین حق نماز، حق روزه و... سخن به میان می آورد. می خواهم عرض کنم که ما یک معنای کاملاً وسیعی از حق داریم به نحوی که میتوانیم بگوییم که کل دین، یعنی ادای حق و حق هر موجود دیگری را ادا کردن. بر اساس آموزه های دینی هر کس به اندازه ای که حق را ادا کند، درجه اش در نزد پروردگار بالا می رود. 
دکتر سلیمانی با طرح این سوال که آیا می شود که کسی عادل نباشد اما محسن باشد؟ اظهار داشتند: از آنجا که احسان از گذر از عدالت به دست می آید، این امکان وجود ندارد. سوالی که اینجا مطرح میشود این است که عدل مهمتر است یا احسان؟ به گفته امام علی (ع) عدل مهمتر است؛ چراکه اگر درجامعه ای عدالت نباشد، آن جامعه قوام ندارد ولی اگر در جامعه ای احسان یعنی ایثار و بخشش و ... نباشد آن جامعه، جامعۀ مطلوبی نیست ولی خواهد توانست که امورش را اداره کند. 
عضو هیات علمی دانشگاه مفید گفتند: همانگونه که اشاره کردیم پیامبران آمده اند تا عقل بشری را بیدار کنند و مهمترین حکم عقل هم عدالت است. عالمان خودمان هم می گویند که مهمترین حکم عقل، عدالت است. همچنین گفتیم که پیامبران آمدهاند تا فطرت بشر را بیدار کنند. شهید مطهری می گوید که مهمترین اصل فطری، اصول انسانی است. و به آیات 7 و 8 سوره مبارکه الشمس استناد می کنند که می فرماید: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» (7) «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» (8). همچنین عقل بشر مهمترین دستوری و بیشترین دستوری که می دهد این است که با مخلوقات و موجودات رابطۀ درستی برقرار کن. این رابطه درست، قطعاً بخش اساسی ترش این است که حقوق دیگران را ادا کن. چون ادای حقوق دیگران برای جامعه بسیار مهمتر از احسان است و تنها کسی که حقوق انسانها را رعایت کند میتواند مُحسن شود. توجه به این نکته ضروری است که انبیاءآمده اند تا جامعه را بسازند و برای آنان جامعه سالم مهم بوده است و جامعۀ سالم، جامعه ای است که حقوق در آن رعایت شود. در فرآن آمده است که «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط...» (حدید، 25) اینجا سوال می شود که چرا کتاب و میزان را در کنار هم آورده است به گفته مفسران، میزان یعنی وسیله سنجش. ما یک وسیله سنجش بیشتر نداریم و آن خرد بشری است. در انتهای آیه می فرماید که همه این ها را به کار گرفته ایم تا لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط. از این آیه استفاده میشود که مقصود از بعثت انبیاء، عدل است.
دکتر سلیمانی در باب اهمیت حقوق انسان ها در اندیشه دینی اظهار داشتند: امام صادق (ع) می فرماید: هرکس به هر میزانی که برای دین خدا احترام قائل است به همان میزان برای حقوق انسانها هم احترام قائل است. به هر میزانی که دین خدا برای او بی اهمیت است، به همان میزان هم حقوق انسانها برای او بی اهمیت است. سوالی ممکن است مطرح شود این است که آیا حقوق انسانها مهمتر است یا عبادت خداوند؟ روایت درباره تقدم حق الناس بر حق الله زیاد داریم اما امام صادق (ع) می فرماید: خداوند به چیزی بالاتر از اِدای حق مومن، عبادت نشده است. یعنی بالاترین عبادتِ ممکن، ادای حق مؤمن است. عبادت یعنی بندگی کردن و گردن نهادن به خواست خداوند و مهمترین خواسته خداوند قطعاً این است که حقوق انسانها رعایت شود.
دکتر سلیمانی گفتند: در علم کلام، دین اینگونه تعریف می شود: «برنامۀ خداوند برای رستگاری انسان». حالا اگر بخواهیم ببینیم که چه چیزی در دین هست و چه چیزی نیست، باید ببینیم که چه چیزی در رستگاری دخالت دارد و چه چیزی دخالت ندارد و اینکه چه چیزی در دین مهم است و چه چیزی کمتر مهم است، این بستگی به تأثیر آن در رستگاری انسان دارد. امام حسن عسکری (ع) میفرماید: میخواهید بدانید که بالا ترین انسان ها نزد خداوند کیست؟ کسی است که بیشتر حقوق انسانها را میشناسد و بیشتر رعایت میکند. پس مطابق این روایت، بالاترین درجه دینداری که انسان را به مقام بالا می رساند و رستگاری او را تضمین می¬کند این است که بیشتر حقوق انسانها را بشناسیم و بیشتر رعایت کنیم. همچنین امام علی (ع) می فرماید: از راه اِدای حقوق انسانها می شود به حقوق خداوند رسید و هرکس حقوق مردم را رعایت کند، این باعث می شود که حقوق خدا را هم رعایت کند و دروازه رسیدن به حقوق خدا، حقوق مردم است.
دکتر سلیمانی در پایان این نشست علمی گفتند: به نظر من، از آنجا که همۀ متون مقدس بلا استثناء شعار اولشان عدالت است و از آنجا که اساسی ترین بخش دین، حقوق عادلانه است و از آنجا که انبیاء آمدند تا بر عقل و فطرت بشر تلنگر بزنند، اگر بخواهیم ببینیم که آیا پروژۀ بعثت انبیاء موفق بوده است یا نه باید نتیجه این کار را ببینیم. وقتی که می بینیم که بشریت امروز مهمترین شعارش و شعار اولش عدالتخواهی است و وقتی در گوشه ای از جهان ظلمی میشود، فارغ از اینکه از پیروان کدام دین و آیین و تفکر، این ظلم صورت گرفته است، تمام انسانها و ادیان مختلف اعتراض میکنند، این عدالتخواهی است و به نظر من پروژه بعثت کاملاً موفق بوده است. 
در پایان این نشست علمی دکتر سلیمانی به پرسش های مطرح شده پاسخ دادند.








بازگشت           چاپ چاپ         
 
All Content by Mofid University is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License