English            
ایمیل |  سامانه کتابخانه |  سامانه اداری |  سامانه آموزش |  سامانه تغذیه |  انتشارات |  مرکز رایانه |  كانون دانش آموختگان |  سامانه نشریات  
خانه
درباره مفید
آموزش
دانشكده ها
پژوهش
مراکز مطالعاتی
کتابخانه
پذیرش
دانشجویان
رويدادها

عنوان : مراسم بزرگداشت چهلمین روز ارتحال مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره) در موسسه دین و اقتصاد برگزار شد.
کد خبر : ۱۳۷۹
تاريخ :
 ۱۳۹۵/۱۰/۱۳ 
ساعت : ۱۶:۲۰:۶

به گزارش مركز مطالعات اقتصادي دانشگاه مفيد به همت موسسه دین و اقتصاد مراسم بزرگداشت چهلمين روز ارتحال مرجع عاليقدر جهان تشيع آيت الله العظمي موسوي اردبيلي (ره) باحضور جمعي از دوستان مرحوم  آيت الله العظمي موسوی اردبیلی برگزار شد. دراين مراسم تعدادی از کسانی که با وی در ارتباط بودند به سخنرانی پرداختند و هر یک  بخشي از شخصیت و صفات  مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي موسوی اردبیلی را بیان کرده و خاطراتی را با جمع حاضر در میان گذاشتند. در این میان، چهار سخنران اصلی این بزرگداشت فرشاد مومنی، محمدرضا بهشتی، حجه الاسلام رحیم نوبهار و حجه الاسلام یوسفی بودند.



نقش مهم آيت الله العظمي موسوی اردبیلی در بزنگاه های تاریخی

در ابتدای این بزرگداشت، فرشاد مؤمنی اقتصاددان برجسته به معرفی این عالم فقید پرداختند و گفتند: واقعیت این است که شاید یکی از برجسته ­ترین تجلی­های معجزه آسا بودن خلقت انسان ساحت علم است. یکی از وجوه معجزه آسای علم این است که به بیان اقتصادی، سر ریز اجتماعی علم از سر ریز فردی آن بیشتراست.  یکی دیگر از وجوه اعجازعلم این است که در آن استهلاک راه ندارد؛ اگر جامعه ای این توفیق را  کسب کند که در تابع تولید علم وارد شود در آن جامعه بازدهی صعودی است. به همین خاطر وقتی یک عالم از دنیا می­رود خسارتی که از این ناحیه وارد می­شود قابل مقایسه با هیچ چیز دیگر نیست. زيرا در هر حیطه­ای از علم تلاشی صورت می­گیرد، ورودی­ها به اندازه یک نسل هستند اما به تدریج که به سطوح بالاتر می­رویم مرتبا از تعداد کاسته و بر کیفیت افزوده می­شود و وقتی به مرحله عالمان ممتاز می رسیم، گویی این عالمان بار یک نسل را حمل می­کنند و وقتی از دنیا می روند گویی ذخیره دانایی یک نسل از دنیا رفته است و چنین ضایعه ای جبران پذیر نیست .

 من شخصا این توقیق را داشته تا پیش از انقلاب  محضر مرجع عاليقدر را درک کنم پس از پیروزی انقلاب هم به اعتبار نقش او در بنیان گذاری جمهوری اسلامی و شورای انقلاب و به اعتبار مسئولیتی که در دستگاه قضایی داشتند این توفیق را داشته­ ام تا به صورت مکرر محضر وی را درک کنم و می­خواهم گواهی دهم که در میان اسلام شناسان معاصر آيت الله العظمي موسوی اردبیلی از جمله منحصر به فرد ترین آن­ها بودند. هر کس فرصت دیدار با او را داشت فهم، ذکاوت و سرعت انتقال بالا در کنار صداقت و فروتنی و استواری اندیشه او را به سهولت درک می­ کرد .

ما در ادبیات توسعه روی این مسئله اتفاق نظر داریم که دین نقش بی بدیلی در توسعه و انحطاط جوامع دارد و به همین خاطر است که نوع و روش شناختی که از دین داریم بسیار تعیین کننده است. این را گوشزد می­کنم با اسلوبی که امثال آیت الله العظمي موسوی اردبیلی اسلام را می فهمیدند و عرضه می­کردند با آن اسلوب می شود به توسعه دست یافت. با اسلوبی که نفرت ، حذف و تنگ نظری ترویج می شود و انتقام گیری و خشونت را در پی دارد ما نمی­توانیم جامعه را به همکاری، اعتماد و اعتلا بکشانیم. بنابراین فهم اسلوب اسلام شناسی چنین افرادی و یادآوری وعرضه آن به جامعه شاید یکی از بهترین شیوه­های بسط اندیشه توسعه در کشور محسوب شود و شاگردان  او از این امر ضروری و کافی توسعه­ای به جامعه عرضه کنند .

درباره آیت الله العظمی موسوی اردبیلی مسئله مهم دیگر هم که وجود دارد، وی به دلیل روحیات خاص خود تعداد اندک ایرانیان از حقوق این مرد بر ملت ایران آگاه هستند این فرد در بزنگاه­های مهم تاریخی از منظر اندیشه­ای و اجرایی راهگشایی­های خارق العاده­ای داشته­اند که در جریان برخی از آن­ها هستم.  این مرد بزرگ بدون هیچ تظاهر و اینکه میلی به آشکار سازی داشته باشند خدمات بسیار بزرگی بر جامعه روا داشته اند و چون جایی ضبط نشده است کسی اطلاع ندارد.

آخرین نکته­ای که به عنوان مقدمه برای ورود به جلسه بزرگداشت وی اشاره می­کنم، کارهای فرهنگی و اجتماعی پیش­گام  و خارق العاده وی است یعنی این شخص پیش از انقلاب هم که مسئولیت رسمی سیاسی نداشتند در همه عرصه های حیات جمعی ایرانیان و اعتلای اندیشه ای دینی و علمی ایرانیان کارهای ارزنده و خارق العاده ای کرده­اند و مجموعه ارزنده­ای که تحت عنوان دانشگاه و مدرسه مفید جایگاه و منزلت والایی در ایران دارد، نمونه­ای از این خدمات است .

توجه ویژه وی به عقلانیت

در ادامه دکتر نوبهار استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی در خصوص مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی چنین اظهار داشت:  این افتخار را داشته­ام که نزدیک به 28 سال در محضر آیت الله موسوی اردبیلی حضور داشته باشم.

 ذهن تحلیلی ايشان منحصر به فرد بود. همدرس و هم بحث آیت الله موسوی اردبیلی و استاد من، آیت الله العظمی شبیری زنجانی در خصوص شخصیت این مرد بزرگ گواهی داده­اند و گفته­اند: من هر وقت که آقای موسوی اردبیلی صحبت می­کرد از وی چیزي یاد می­گرفتم. ویژگی­اي که از ايشان درک کردم این بودکه در مسائل اجتماعی و  فقهی هر چه مطرح می شد می­گفت کدوم صورت را می­گویید و ما می­فهمیدیم که یک مسئله که یک صورت آن را می دیدیم در واقع 18 صورت دارد .

تقریبا 1400 سال در فقه این مسئله واقعا انتقاد برانگیز گفته شده است که مسلمان زاده­ای که دین خود را تبدیل کرده باید بکشید و اگر توبه کرد قبول نکنید و بکشید. وی از فقها سوال می­کند که مسلمان زاده چه کسی است؟ فقه مسلمان­زاده را کسی می داند در حالی نطفه اش بسته شود که  پدر و مادرش مسلمان باشد. اگر بعدا فرد بالغ شود و بگوید به این نتیجه نرسیده است و یا حتی اظهار شک کند، باید کشته شود. در کتب فقهی در حد یک جمله، یک پاراگراف این موضوع مطرح شده است. اما مرحوم موسوی اردبیلی 356 صفحه در این خصوص بحث کرده است، این نشان دهنده وجود ذهنی انسانی و عقل گرا است. هیچ کس شاید این سوال را نپرسیده باشد که آیت الله موسوی اردبیلی چرا نام مجموعه خود را مفید گذاشته است. شیخ مفید در رویکرد کلامی متعلق به مکتب بغداد است که یک کتب عقلانی محسوب می شود و شیخ مفید هم یک عالم عقل گرا محسوب می شود. یک عنایت ویژه ای مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی به دلیل سبقه عقل گرایی به وی داشته اند. این فرد از فقها سوال کرد که کدام پدر مادر را می­گویید؟ آیا منظور شما پدر و مادری است که اسلام را به فرزند خود یاد داده­اند و بعد این بچه از اسلام بازگشته است و یا پدر و مادر ناتوانی را می­گویید که نتوانسته­اند چیزی به فرزند خود یاد بدهند؟ مسلمانی این دو نفر به هنگام انعقاد نطفه فرزند چه تأثیری می تواند در کشتن او داشته باشد؟ تا این جای مسئله دو صورت پیدا شد و سوال کرده اند که این مسلمانی است که دچار شک شده و یا انکار می­کند؟ مگر می­شود بگوییم که اسلام دین تحقیق است و بخواهیم فکر کنند و مردم توجه داشته باشند اگر به نتایج دیگری برسند کشته می­شوند؟ اگر کسی در اسلام دچار صرفا شک شد مشمول ارتداد نیست. آیا کسی که مرتد می­شود در جامعه مسلمین این موضوع را تبلیغ می کند یا خیر؟ ملاحظه فرمودید با همین بیانات ابتدایی مسئله شش صورت پیدا کرد. فتوای رایج؛ اگر مسلمانی را دیدید که مرتد شده است، او را بکشید. این هرج  و مرج و بی نظمی است .

توجه وی به ابعاد انسانی

به هنگام مصاحبت با وی یک لطافت روحی و وجه عاطفی دیدم و  در این زمینه مبالغه­ای وجود ندارد. فقه محض زمینه­ای دارد که ابعاد عاطفی را از انسان بگیرد و این به دلیل خشکی گزاره­های حقوقی است، اما آيت الله موسوی اردبیلی فقیهی اخلاق گرا بودند و محبت به هم نوعان، شاگردان و.. را در وجود خود داشتند. فقیهانی داریم که هر بلندگویی که به دست آن ها می­رسد وظیفه خود می دانند که علیه مفاهیم نو، مدرن، آزادی و حقوق بشر صحبت کنند چراکه این­ها را مفاهیمی وارداتی می دانند.

من ندیده بودم که کسی را به اندازه آیت الله بهشتی دوست داشته باشند به آیت الله مطهری هم ارادت داشتند اما شهيد بهشتی را بسیار دوست داشتند كه این بسیار ارزشمند است؛ این عدم ستیز قابل تحسین است. من زیر سایه وی همایش حقوق بشر و گفت و گوی تمدن ها را برگزار کردم.

وی دانشگاه تاسیس کرد، اشخاص دیگر هم دانشگاه تاسیس کردند. من و جمعی از دوستان از جمله دانش آموختگان دوره نخست حقوق در دانشگاه مفید به وی اصرار کردیم که درس­هایی مانند معارف اسلامی، ورزش و.. را نگذرانیم، اما وی به هیچ وجه نپذیرفت و فرمود که من راضی نمی­شوم که شما یک واحد از درس­های وزارت علوم را نگذرانید. دانشگاه مفید و مدرسه مفید برای تعامل با دنیا تشکیل شده است. آیت الله اصرار می­کردندکه بسیاری از دوستان فارغ التحصیل دور نخست به حقوق بین الملل بروند این رویه بسیار با ارزش است.

آيت الله موسوی اردبیلی در جایی فرمودند من از خود و سطح دانش خود اصلا راضی نیستم، روزگاری که در جامعه سطح علمی پایین بود و مردم سطح علمی پایینی داشتند، عالم آن ها شیخ بهایی بود که ریاضیات جبر معماری و...می دانست. جامعه امروز نمی­تواند من را به عنوان عالم خود بپذیرد. آیت الله موسوی اردبیلی باری دیگر گفتند که در دانشگاه مفید در ابتدای امر بنابر مسئله کیفیت بود من می خواهم به مجتهدها علوم را یاد دهم.

وی در یکی از خطبه­های خود فرموده است که برخی هنوز در جامعه امروز در خصوص ضرورت قانون تشکیک می­کنند. امروز نیز این نغمه وجود دارد و می­گویند که چرا قانون آورده­اید مگر شریعت همه چیز را تعیین نکرده است؟

اینکه دوستان می­گویند که آیت الله به گردن ما حق­های بزرگی دارند دقیقا همین گونه است. بزرگان این انقلاب مانند امام خمینی ، موسوی اردبیلی و شهید بهشتی به دنبال نظام قانونی بودند البته نظام قانونی مبتنی بر فقه که بر فقه وفادار باشد اما معیار قانون است. در مجلس اصلاح قانون اساسی هنگامی که بحث برسر اختیارات ولی فقیه شد آیت الله مشکینی پیشنهاد داد که اختیارات، وظایف  و سایر مواردی که در کتب فقهی ذکر شده است نوشته شود. در این میان آیت الله موسوی اردبیلی مخالفت کردند و گفتند که  این یعنی هم از یک طرف قانون داریم و از طرف دیگر نداریم. در حقیقت باید گفت که مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی بسیار نظم گرا بودند .

آیت الله نزدیکی موسوی اردبیلی به مردم جامعه

 دكترمحمدرضا بهشتی سومین سخنران این نشست درخصوص آیت الله موسوی اردبیلی و روابط اجتماعی او سخن گفتند و بیان کردند : به رغم اینکه نام مرحوم موسوی اردبیلی در جامعه ما در یک یا دو نسل با این نام آشنا شدند نامی بیگانه نیست اما این آشنایی به واسطه روحیات و منش وی در دایره کم­تری شناخته شده است.

زمانی که دبیرستانی بودم میان کلاس­های صبح و بعد از ظهر، یه صحبت های موسوی اردبیلی گوش فرا می­دادم که پس از اقامه نماز بود. شیوه صحبت کردن وی برای من که فردی جوان بودم جذاب بود، وی آیاتی را بیان می­کرد و تفسیر آیاتی می­کرد. بعدها هم در تلوزیون با چند سال فاصله با نکات افزوده­ای مجددا مطرح شد. وی صدای پرطنینی داشت و نگاهي نو به مسائل داشت. سال­ها  بعد از پیروزی انقلاب توفیقی پیدا شد که به طور منظم­تری ارتباط داشته باشیم که پس از سال 1360 جلسات پیوسته-ای را در تهران داشتیم و مباحث اجتماعی و اقتصادی را مطرح می کردند و وی مصر بود آگاهي از نگاه­های علمی­تر پیدا کنند و وارد گفت و گوی باز می شد شاید به نظر مسئله مهمی نباشد ما که مطلع بودیم که در سطح دانش علمی وی کم­تر افرادی وجود داشت که ذهن بازی داشته باشد و وارد گفت و گو شود و در جمع بندی خود تأثیر بپذیرد . سال ها این جلسات طول کشید حتی بعد از انتقال و به قم نه به طور منظم اما به خدمت وی می رسيديم، بعد علمی یکی طرف موضوع و دیگر اینکه وی چه پیش از انقلاب و چه پس از آن به یک شیوه رفتار می­کرد، با او راحت بودیم به صحبت های دیگران گوش فرا می­داد.

در جاهای متعددی هوشمندی وی در مسائل اجتماعی وجود داشت و عالم بسته­ای نبود که فقط به مسائل از بعد علمی نگاه کند بلکه با تجربه عمیق اجتماعی نگاه می کرد و با مردم در ارتباط بود. از زندگی مردم مثال­هایی می زد که نشان می داد تجربه اجتماعی بالایی در تهران و اردبیل داشته­اند در این  مدت محل رجوع مردم بود و می­توانست با آن ها احساس همدلی و همفکری کند و نوع مطرح شدن مسئله و رویکرد او بود. ممکن است در نوع آموزش مسائل دینی و علمی تخصصی نوعی حرکت کرده باشیم که افراد به صورت انتزاعی در حال فکر کردن و حکم دادن هستند و این احکام و دستورالعمل­ها باید با زندگی منطبق باشند و اگر انطباقی با مسائل روز آنها نداشته باشد این مسائل کم اعتبار می­شود چراکه افراد را نمی توان در ظرف­هايي از پیش تعییین شده­ای قرار داد .

 در تشییع جنازه آیت الله موسوی اردبیلی طیف گسترده­ای شرکت کردند و این نشان می­دهد که فارغ از بعد علمی و نگاهی که به مسائل دارد منش و اخلاق وی برای مردم جذابیت داشت و آمده بودند تا آخرین وداع را با مرحوم داشته باشند .

پیوند عاطفی با آیت الله بهشتی

خارج ازکشور، آیت الله بهشتی در بحثی که با دانشجویان داشتند پس از چند جلسه می­خواستند جمع بندی کنند در خصوص دلایل موفقیت اسلام صحبت می­کردند. یکی از دلایل اصلی این موفقیت را شخصیت خود پیامبر مطرح کردند که رهبری جریان فکری و اجتماعی را داشتند. در حقیقت، اولین نکته این بود که با وجود مشکلات پیش رو به کار خود ایمان قاطع داشت و اگر اینگونه نبود کمی بعد مردمی احساس می کردند نمی­توانند اینگونه زندگی خود را شکل دهند. در حقیقت ایمان قاطع پیامبر به کار خود در موفقیت وی اهمیت به سزایی داشت.  نکته دوم روحیات پیامبر است؛ شخصیت وی پشت مسئولیت پیامبری گم نشد و ویژگی­های وی در قوام این نهضت اهمیت دارد. هوشمندی­های پیامبر در موقعیت­های مختلف و حساس حائز اهمیت است، برخی به غیر از مسئله رسالت که بسیار آموختنی است چیزی نمی­دانند و تنها ابراز عاطفه می­کنند و با این کار امکان درس آموزی را از بین می برند . نکته سوم این است که مردم آن زمان می­دیدند، پیامبر مسائل آن ها را می دید و راه حل پیدا می­کرد و احساس نمی­کردند که این مسائل تحمیلی است و احساس می­کردند که مشکل­گشا است و آنچه به عنوان اسلام به آن­ها ارائه می شد راه حل بسیاری از مشکلات روز آن­ها بود. اگر یک حرکت فکری  نداشته باشیم و ممکن است که به تدریج از دست برود و حتی اگر مقاومت کنیم به حاشیه خواهد رفت. انتهای نهضت­هایی که با این مشکل مواجه شدند، در نهایت مردم آن را رها کرده اند.

شهید بهشتی در وصتنامه خود سه چیز را گفتند که سومی آن در این باب بود تا رابطه خود را با مردم حفظ کنیم. جایی پیامبر می فرمایند که بر شما باد این سیاهه بزرگ و می پرسند سیاهه بزرگ چیست؟ وی پاسخ داد که منظور اجتماع مردم است .

آقای موسوی اردبیلی به رغم جایگاهی که داشت  همواره احساس کردم که این موضوع  مانع از این نشد که پیوند آسان و سهل با مردم داشته باشد.  

هر بار که به دیدار مرحوم موسوی اردبیلی می رفتم، یاد و خاطره شهید بهشتی را زنده می کرد، وی هر بار از شهید بهشتی گلایه می کردند که این دوست ما قرار نبود ما را تنها بگذارد. آخرین بار سه هفته پیش از فوت وی مجددا این موضوع را مطرح کردند. من اهل تنیدن حکایت پیرامون اشخاص نیستم اما احساس کردم این ملاقات آخر ما است. احساس کردم که دارد خاطرات خود را با مرحوم بهشتی به یاد می آورد .

خدمات اجتماعی این عالم فقید

 حجت الاسلام والمسلمين دکتر محمد رضا یوسفی( عضو هيات علمي گروه اقتصاد دانشگاه مفيد) در ادامه این نشست عنوان کرد:  حضرت آيه الله العظمي موشوي اردبيلي (ره) و هم دوره­ های وی رشد ابتدایی خود را در زمان رضا خان گذراندند که دورانی پر از اختناق بود،همه این بزرگواران از خانواده های روحانی بودند و فشار بر روحانیت را احساس می کردند. از جمله افراد اين گروه حضرت ايه العظمي موسوی اردبیلی، امام موسی صدر،  شهيد دكترمطهری و... بودند. دهه 20 زمان آزادی سیاسی بود و دوران اوج فعالیت مارکسیست­ها بود. این­ها ویژگی های مشترک جامعه و این گروه هم سن و سال است که با هم تجربه کردند. این گروه خاص از جامعه روحانیت خود را جدا کردند و وارد جامعه شدند و سعی کردند به مردم کمک کنند در عین حال هر کدام از این اشخاص با هم تفاوت داشتند؛ شهيد دكتر مطهری نگاه علمی داشت و سعی می کرد از طریق تدریس به خواسته خود برسد. شهید دكتربهشتی هم جبنه آمورشی مورد توجه داشت اما امام موسی صدر به لبنان رفته بود و فقر را که دید صرفا بر آموزش تمرکز نکرد و کمک به جامعه لبنان را از طریق ایجاد موسسات شروع کرد. در این میان آیت الله موسوی اردبیلی در سال 1339 که طلبه ای جوان بود و وضعیت مالی خوبی هم نداشت، در حقیقت از خانواده مرفهی نبود، به اردبیل رفت و 8 سال آنجا ماند و وضعیت طلبه های آن شهر را سامان داد. مسئله دیگر رسیدگی و کمک به فقرا بود، وی به آموزش فقرا برای نجات از فقر توجه داشت. این امر از طریق جوراب بافی داشتند فقرا کار می­کردند و از فقر نجات می یافتند.

یک فرد می­گوید که در جوانی در اردبیل با هم به منبر می رفتیم روزی با هم گفتگو می­کردیم از خواسته ­هایمان صحبت کردیم من گفتم دوست دارم تعداد سخنرانی­ها و منبرهایم بیشتر شود و آیه الله موسوی اردبیلی گفت که من دوست دارم یک موسسه اقتصادی داشته باشم (تا فقرا کار کنند و به آن ها کمک شود). نگاه های متفاوت آینده را هم می­توانند رقم بزنند. وی در سال 1347 که به تهران می­آید اولین کار او این بود که موسسه امیرالمومنین  را راه اندازی کرد و کانون توحید را تاسیس کرد. این موسسه تا پیروزی انقلاب اسلامی محفل دینی و خدمات دینی شد. موسسه خیریه­ای برای کمک به فقر راه اندازی کرد. فعالیت­های دیگری هم داشت. مسئله آموزش را هم جدی گرفت و مدارس مفید را در قبل از انقلاب تاسیس کرد . در مقایسه با سایر مدارس معتدل­ترین افراد در مدارس مفید تربیت می شدند.

در مشورت با دوستان خود به فکر دانشگاهی افتاد تا طلبه­ هایی تربیت کند که درک درستی از مسائل علمی روز داشته باشند تا بهتر از دین صحبت کنند و مفاهیم را منتقل کنند.

توجه به محوریت تعالیم قرآن

ویژگی­های بسیاری را می توان مطرح کرد که بهتر است به برخی بپردازیم. یکی از مسائلی که در میان هر سه بزرگوار بهشتی مطهری و موسوی اردبیلی مشترک است توجه به قرآن است ما باید توجه داشته باشیم قرآن محور تعالیم ما است و درک روایات نیازمند تخصص است .

با این اوصاف وی هر روایتی را نمی پذیرفت و با قرآن می سنجید. در حال حاضر معکوس است و قرآن را رها کرده­ایم و روایات را می پذیریم در حالی که ممکن است متنی را به اشتباه روایت تلقی می کنیم و با اصول دینی حتی سازگار نباشد. زمخشری در مقدمه تفسیر کشاف داستانی را در مورد ثواب های زیادی که برای قرائت سوره های قرآن نقل می­کنند را بیان می کند او  می­گوید که  یکی از محدثین گوید من تعجب کردم که در  روایتی این همه ثواب برای سوره­های قرآن نقل شده است اگر این درست باشد پس جایگاه عمل چیست؟ لذا به دنبال آخرین افراد سند روایت گشتم. رفتم بغداد راوی را پیدا کردم او هم از بصره نقل کرده بود بالاخره به آبادان که محل زهاد در آن دوره بود رسیدم، یک شیخ بود و گروهی اطراف او بودند. در خصوص منبع از او پرسیدم و گفت که منبعی ندارد، من دیدم مردم  نسبت به قرآن بی اعتنا شده ­اند، برای جلب توجه مردم خودم این روایت را  ساخته ام. حالا ببینید چندکتاب اینگونه روایات را نقل می­کنند.

آیت الله موسوی اردبیلی در این موضوع دیر باور بود. امروز در جامعه دینی استنادات دینی، خواب اشخاص است. ايشان بر این مسائل حساس بود. در حال حاضر حتی امام زمان را هم بازیچه سیاست­های خود قرارمی دهیم که فلان شخص رییس جمهور شده امام زمان عنایت داشته است. همه این ها به تضعیف دین باوری منجر می­شود.بازی­هایی که انجام می­شود به خصوص درباره امام زمان، ­گویی سخنگوی ستاد امام زمان است در حالی که اگر به روایات رجوع کنیم وظیفه ما تکذیب این دست از مدعیان است و هرکس در زمان غیبت چنین ادعایی بکند غیرقابل قبول است.  کسی که می گوید دیده­ ام دروغ می گوید. این موضوع مسیری می شود که بهره برداری های دیگری انجام شود . در میانه این ماجرا، افرادی که شیفته هستند و عجله برای ظهور امام زمان دارند هم بازیچه این افراد می شوند در روایات خواسته شده تا به این سخنان اعتنا نکنند و وظایف خود را انجام دهند تا در صورت ظهور امام زمان شایسته همراهی او باشند .




بازگشت           چاپ چاپ